ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٥٥ - سخن از روى جهل در بارهء حق ، تباهى حتمى را بدنبال دارد
از آنچه كه خدا فرستاده است پيروى كنيد . آنان گفتند : [ نه هرگز ] بلكه ما از آنچه كه عقايد و رفتار پدران ما بر مبناى آن بوده است ، تبعيت خواهيم كرد .
اگر چه پدرانشان چيزى را تعقل نمى كردند و راه هدايت را نمى رفتند ) .
( ٢ - أَ فَحُكْمَ الْجاهِلِيَّةِ يَبْغُونَ وَمَنْ أَحْسَنُ مِنَ الله حُكْماً لِقَوْمٍ يُوقِنُونَ ) [١] ( آيا حكم جاهليت را مى خواهند و كيست كه حكم بهترى براى ارباب يقين جز خدا بفرستد ) ٣ - ( وَإِذا فَعَلُوا فاحِشَةً قالُوا وَجَدْنا عَلَيْها آباءَنا وَالله أَمَرَنا بِها قُلْ إِنَّ الله لا يَأْمُرُ بِالْفَحْشاءِ أَ تَقُولُونَ عَلَى الله ما لا تَعْلَمُونَ ) [٢] ( وقتى كه مرتكب فحشاء ميشوند ، مى گويند : پدران خود را مرتكب فحشاء دريافتهايم و خداوند ما را به فحشاء امر كرده است . بآنان بگو : خداوند به فحشاء دستور نمى دهد ، آيا در بارهء خدا چيزى را كه نمى دانيد مى گوئيد ) .
( ٤ - قالُوا سَواءٌ عَلَيْنا أَ وَعَظْتَ أَمْ لَمْ تَكُنْ مِنَ الْواعِظِينَ . إِنْ هذا إِلَّا خُلُقُ الأَوَّلِينَ ) [٣] ( آن تبهكاران گفتند : براى ما مساوى است كه پندى بدهى يا براى ما از پند دهندگان نباشى . ما بهمان اخلاق گذشتگان پاى بنديم ) .
( ٥ - قالَ أَ وَلَوْ جِئْتُكُمْ بِأَهْدى مِمَّا وَجَدْتُمْ عَلَيْه آباءَكُمْ قالُوا إِنَّا بِما أُرْسِلْتُمْ بِه كافِرُونَ ) [٤] [ آن خود كامگان كه عقيده و رفتار گذشتگان را به رخ پيامبران مى كشيدند ] پيامبر مى گفت : اگر چه من براى شما هدايت كننده تر از آنچه كه پدرانتان را در مسير آن دريافتهايد ، آورده باشم . [ باز به تقليد آن گذشتگان تعصب خواهيد ورزيد ] آنان گفتند : ما به آن رسالتى كه شما فرستاده شدهايد كافريم ) .
[١] المائده آيه ٥٤ .
[٢] الاعراف آيه ٢٨ .
[٣] الشعراء آيه ١٣٦ و ١٣٧ .
[٤] الزخرف آيه ٢٤ ممنوعيت تقليد بى اساس از گذشتگان در البقرة آيه ١٤٣ و آل عمران آيه ١٤٤ و ١٤٩ و المؤمنون آيه ٦٦ و الانعام آيه ٧١ نيز وارد شده است .