ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٥ - ٣ - شناختهاى تقليدى ( وابسته )
چهارم در همهء كارهايى كه از روى منطق و خرد صادر ميشوند ، وجود دارد ، يعنى تقليد هم يكى از آن كارهاى فكرى يا عضلانى است كه بايد مستند به منطق و خرد بوده باشد كه بدون هدف امكان پذير نمى باشد .
عنصر پنجم - عبارتست از اعتبار تقليد ، اين عنصر است كه مى تواند روشنگر هويت و ارزش شناختها و اعمال تقليدى بوده باشد . پيش از بررسى مشروح در بارهء عناصر پنجگانهء تقليد ، نخست اين اصل را متذكر مى شويم كه آنچه مطلوب واقعى همهء انسانهاى جوامع و ملل در همهء دورانها است ، شناخت اصيل و مستند به حس و استدلال واقع گرايانه است ، نه تقليد . حد اقل مى توان گفت : اين شعور فطرى در درون آدميان وجود دارد كه شناختى را كه بدست مى آورد ، مربوط بخود واقعيات بوده و بوسيلهء دلايل كاملا قانع كننده و رضايت بخش بوده باشد . بهمين جهت است كه مى گوئيم : شناختهاى تقليدى انعكاسات ثانوى از واقعيات است كه از مجرائى خاص عبور كرده و در همان مجرى رنگ و شكل مخصوص بخود گرفته است . اين انعكاسات ثانوى و رنگ آميزى شده و شكل گرفته كجا و ارتباط بىواسطه و خالص با واقعيات كجا بقول مولانا جلال الدين : نغمهء داودى كجا و صداى منعكس از آن نغمه در كوه كجا ولى وسعت و عمق واقعيات انسانى و جهانى از يك طرف و محدوديت عمر و وسايل درك آدمى از طرف ديگر ، امكان وصول به همهء واقعيات را بطور قطع منتفى مى سازد . حتى مى توان گفت : ارتباط كامل و همه جانبه با مقدارى از واقعيات كه يكى از رشتههاى علمى بازگو كنندهء آنها است ، امكان ناپذير يا حد اقل در نهايت دشوارى است . بنا بر اين ، پديدهء تخصص و تقليد بعنوان يك ضرورت قطعى ولى ثانوى در برابر اصل لزوم ارتباط مستقيم با واقعيات ، وارد زندگى عملى و ذهنى بشر مى گردد . اين نكته را در اين مورد بايد در نظر بگيريم كه يكى از بزرگترين و حساس ترين وظايف انسانى رهبران راستين بشرى اينست كه بهر وسيله اى كه ممكن است ، اين