ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٠٠ - شگفتا ، هنوز اين نزاع ادامه دارد كه آيا در شناخت اصالت با حس است يا با عقل
يا هدف از اصالت ، انواعى از معرفتهاى تجريدى براى بدست آوردن قانون و تجريد كليات و انتزاع عدد محض و رنگ آميزى واقعيات بعنوان هدف و وسيله و تفكرات منطقى قانونى و اكتشافات و سازندگىهاى تكاملى و معرفت بطور عموم بوده باشد ، باز نزاع مزبور غلط است يا نزاع مزبور مرتفع مى گردد ، زيرا هيچ مكتب حسى نمى تواند بگويد : قضاياى كلى كه بشكل قانون اداره كنندهء تمامى رشتههاى علوم است ، از راه حس به ذهن ما منتقل مى گردند .
زيرا آنچه كه منشاء بوجود آمدن قانون در ذهن ميباشد ، تكرار مشابه رويدادها است و بس نه قضيهء كلى بعنوان قانون . همچنين آنچه كه در ارتباط حواس با جهان عينى بدست مى آيد : دو سنگ است ، چهار انسان است ، صد آجر است ، اما ٢ ، ٤ ، ١٠٠ هرگز نمود عينى محسوس ندارند تا از راه حس در ذهن ما منعكس شوند ، اين تجريد عددى ممكن است درجات تصاعدى داشته باشد باين معنى كه حرف « ب » علامتى براى اعداد زوج و حرف « الف » علامتى براى اعداد فرد قرار داده شود . بدين ترتيب است انقسام پديدهها و روابط جهان عينى و كارهاى عينى خود انسان بر دو عنوان وسيله و هدف . اين دو عنوان هيچ گونه نمود عينى ندارند تا از راه حواس وارد صحنهء ذهن شوند .
تفكرات منطقى قانونى مبتنى بر كليات و روابط كلى است كه عناصر مفردهء آنها گاهى مفاهيم تجريد شده است ، مانند رياضيات استدلالى . با اين ملاحظات ثابت مى شود كه حواس و عقل داراى دو قلمرو جداگانه براى فعاليت دارند كه حتى مانع از مقايسهء آن دو با يكديگر ميباشد ، چه رسد به اين كه يكى را بر ديگرى ترجيح بدهيم . قضاياى ديگرى داريم كه انشاء و فعاليت محض ذهنى بوده و با اين كه اساسىترين مبناى دانشها و بينشهاى ما مى باشند . بهيچ وجه از مقولهء انعكاسات ذهنى نيستند ، مانند « اجتماع نقيضين محال است » اين قانون كلى كه تصورش مستلزم تصديقش ميباشد ، تحليل مى شود به : ١ - شيئى ٢ - نفى خود همان شيئى با تمام وحدتهائى كه در منطق ذكر شده است .