احكام عبادات - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ٥٥٧ - اهداف و انگيزههاى جهاد
برگزيد و در دين، كار سنگين و سختى بر شما قرار نداد، از آئينپدرتان ابراهيم پيروى كنيد، خداوند شما را در كتابهاى پيشين و در اين كتاب آسمانى، مسلمان ناميد تا پيامبر گواه بر شما باشد و شماگواهان بر مردم. پس نماز را برپا داريد و زكات را بدهيد و به خدا تمسّك جوئيد كه او مولا و سرپرست شما است چه مولاى خوب و ياورشايستهاى.»
در حديث شريف از حضرت اميرالمؤمنين عليه السلام آمده است:
«الجهادُ عماد الدين ومنهاج السعداء» [١].
«جهاد ستون دين و روش نيكان و سعادتمندان است.»
از اين بصيرت قرآنى الهام مىگيريم كه امّت اسلامى تنها براى خود و در جهت مصالح و منافع ويژه خود زندگى نمىكند، بلكهگستراندن خير، برپاداشتن عدالت و برافراشتن پرچم صلح در جهان، از مسؤليتهاى اصلى امّت اسلامى است، و انجام چنين مسؤليتىجز از راه جهاد امكانپذير نيست، و همين است فلسفه برگزيدن اين امّت و شاهد وگواه واقع شدن او بر مردم. خداوند سبحانمىفرمايد:
وَكَذلِكَ جَعَلْنَاكُمْ أُمَّةً وَسَطاً لِتَكُونُوا شُهَدَاءَ عَلَى النَّاسِ وَيَكُونَ الرَّسُولُ عَلَيْكُمْشَهِيداً ... [٢].
«وهمچنين شما را امّت ميانهاى قرار داديم تا بر مردم گواه باشيد وپيامبر هم بر شما گواه باشد ...»
شهادت و گواهى بدان معنى است كه بايد حق را برپاداشت و عدالت را اجرا كرد، زيرا خداوند مىفرمايد:
يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا كُونُوا قَوَّامِينَ بِالْقِسْطِ شُهَدَاءَ للَّهِ وَلَوْ عَلَى أَنْفُسِكُمْ أَوِ الْوَالِدَيْنِ وَالْأَقْرَبِينَ إِن يَكُنْ غَنِيّاً أَوْفَقِيرَاً فَاللَّهُ أَوْلَى بِهِمَا فَلَا تَتَّبِعُوا الْهَوَى أَن تَعْدِلُوا وَإِن تَلْوُو أَوْ تُعْرِضُوا فَإِنَّ اللَّهَ كَانَ بِمَا تَعْمَلُونَ خَبِيراً [٣].
«اى كسانيكه ايمان آوردهايد! كاملًا قيام به عدالت كنيد، براى خدا شهادت دهيد اگرچه به زيان خود شما يا پدر و مادر و نزديكانشما بوده باشد، اگر آنها غنى يا فقير باشند، خداوند سزاوارتر است كه از آنان حمايت كند. بنابراين از هوا و هوس پيروى نكنيد كه از حقمنحرف خواهيد شد و اگر حق را تحريف كنيد ويا از اظهار آن اعراض نماييد، خداوند به آنچه انجام مىدهيد آگاه است.»
پس برپاداشتن قسط، مقاومت در برابر ظالم و دفاع از مظلوم، از ابعاد اصلى گواه بودن بر مردم است، وخداوند سبحان دستوردادهاست كه براى دفاعاز مستضعفين بايد بهجنگ ومبارزه پرداخت:
[١] ميزان الحكمه، ج ٢، ص ١٢٤، به نقل از غرر الحكم.
[٢] سوره بقره، آيه ١٤٣.
[٣] سوره آل عمران، آيه ١٣٥.