احكام عبادات - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ٥٥٠ - با چه كسانى جهاد كنيم؟
«اى پدر! دانشى براى من آمده كه براى تو نيامده است بنابراين از من پيروى كن تا تو را به راه راست هدايت كنم.»
حضرت ابراهيم در برابر پدر و قومش به چالش و مبارزه برخاست وچنين گفت:
وَإِذْ قَالَ إِبْرَاهِيمُ لِأَبِيهِ آزَرَ أَتَتَّخِذُ أَصْنَاماً آلِهَةً إِنِّي أَرَاكَ وَقَوْمَكَ فِي ضَلَالٍ مُبِينٍ [١].
«بياد بياور هنگامى را كه ابراهيم به پدرش آزر گفت: آيا بتهايى را معبودان خود انتخاب مىكنى؟ من، تو و قوم تو را در گمراهىآشكارى مىبينم.»
از بصيرتى كهاز آيات فوق بدست مىآيد احكام زير را استفاده مىكنيم:
اوّل- بر هر انسانى لازم است هنگاميكه به مرحله رشد مىرسد، در فرهنگ، افكار وديدگاههايش تجديد نظر كند و اگر فرهنگو ميراث پدرانش را، مخالف خرد يافت، بايد خود شخصاً در جستجوى حقيقت برآيد.
دوّم- بر پدران است كه فرزندان خود را از اوايل كودكى به انديشيدن سالم تربيت نمايند، وموهبت خرد وحكمترا در وجود آنانرشد بدهند، وميل بهجستجو وكاوشرا در آنان برانگيزند.
سوم- اگر پدر و مادرت تو را به تبعيت از طاغوت و تسليم شدن در برابر رژيمهاى ستم پيشه دعوت نمايند، ضمن تقيّد به بهترينرفتار نيك با پدر ومادر، نبايد دراين مورد از آنان اطاعت كنى زيرا آنان نمىتوانند در روز قيامت در برابر مجازات خداوند از تو دفاعكنند.
چهارم- هر نسلى متمايل است روش خود را ادامه دهد و به آن يك قداست شرعى ببخشد، ولى اين يك عمل ناصواب و تشريع وبدعت است، زيرا حكم، تنها حكم خداوند است و هيچ نظر يا سنّت يا تجربه ديگرى، قداست يا مشروعيّت الهى ندارد، و براىفرزندان جايز نيست كه از هر حكم غير الهى به عنوان يك حكم شرعى، تبعيّت نمايند.
پنجم- براى اينكه دين را به طور دقيق بفهميم و حقايق و احكام آن را درست درك كنيم بايد از روش سالمى كه در خود متون دينىدستور داده شده پيروى كنيم، ولازم نيست كه هميشه از روشى كه پدران ما پيشنهاد مىكنند تبعيّت نمائيم، زيرا ممكن است روشآنان، روش سالم الهى نباشد و يا اينكه ممكن است پدران ما، در شرايط خاصى بسر ببرند كه به مقتضاى آن اين روش را برگزيدهباشند.
ب- مبارزه با فرزندان
گاهى فرزندان، به زندگى دنيوى آنچنان به گونه افراطى مىنگرند وجذب مظاهر آن
[١] سوره انعام، آيه ٧٤.