احكام عبادات - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ٤٩٣ - زكات شتر و گاو و گوسفند
البتّه آغاز سال دوّم بعداز كامل شدن ماه دوازدهم، محاسبه مىشود.
٣- امّا اگر پارهاىاز شرايط در بينيازدهماهاوّل منتفى شود، سال بهممىخورد مثلًا اگر حيوانات او از حدّ نصاب كم شود يا توقيفشود و او نتواند در آنها تصرّف كند يا آنها را با حيوانات ديگر هر چند مثل خود آنها معاوضه نمايد، سال بهم مىخورد، و لذا اگر چهلرأس گوسفند داشته باشد وبعداز ده ماه آنها را با چهل گوسفند ديگر معاوضه نمايد، چنانچه سال كامل شود يعنى بعداز دو ماه ديگر، زكات بر او واجب نمىشود بلكه بايد سال را از نو و از موقع معاوضه آنها حساب كند.
٤- اگر با وجود شرايط ديگر در طول سال، سال زكاتى كامل شد ولى تعدادى از حيوانات نصاب تلف گرديد، چنانچه تلف شدنآنها به سبب تفريط و سهل انگارى مالك نباشد، او ضامن نيست و به نسبت تعداد تلف شده، زكات آن هم ساقط مىشود امّا اگر تلفبه سبب تفريط و سهل انگارى مالك صورت گرفته باشد، واجب است زكات را كامل پرداخت كند.
ولى اگر تعداد حيوانات بيشتر از حدّ نصاب بوده و با تلف شدن تعدادى از آنها، حدّ نصاب كم نشده باشد، زكات بهطور كاملواجباست وتلف شدهها از مقدار زائد بر نصاب محسوب مىشود.
شرط سوم- سَوم [١] يا چريدن در بيابان:
شرط ديگر اين است كه چارپايان بايد در طول سال «سائمه» باشند يعنى در چراگاههاى طبيعى، چريده باشند.
دراينجا مسائلى وجود دارد كه در سطور ذيل بيان مىشود:
١- اگر حيوان مدّتى از سال را علف خورده باشد (يعنى صاحبش به او علف چيده شده داده يا آن را در چراگاه كشت شده غيرطبيعى چرا داده باشد) چنانچه در عرف از سائمه بودن خارج شده باشد، زكات نيز ساقط مىشود، امّا اگر در عرف بازهمسائمه گفته شود، زكات واجباست. پس معيار اصلى ايناست كهحيوان در عرف، «سائمه» گفته مىشود يا نه، وظاهراين است كه اگر در طول سال تنها يك ماه علف داده شده باشد با به كار بردن نام سائمه منافات ندارد به ويژه اگر اين مدّت به طورمتفرّق باشد. بنابراين نبايد احتياط ترك شود يعنى زكات آنها را بايد پرداخت كند.
٢- در ساقط شدن زكات در صورت علف دادن، فرقى نيست كه از روى اختيار علف داده باشد يا به خاطر وجود مانع اضطرارى ازچرا رفتن مانند بارش برف وباران، مانع شدن مقامات
[١] واژه «سَوْم»- در اصطلاح فقه- يعنى چريدن چارپايان در چراگاههاى طبيعى كه به دست انسان كشت نشده است.