احكام عبادات - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ١٥٨ - ١ - آداب بيمارى و احكام احتضار
خداواولىالامر اطاعت نمايد و در پرتو هدايت قرآن مجيد حركت كند. در غير اين صورت، اين توبه، توبه كسانى است كه از پيامبر خدادورى جستهاند و غير از خدا، و پيامبر و مؤمنان، كس ديگرى را دوست و همدم خود قرار دادهاند.
٥- (لَقَد تَابَ اللَّهُ عَلَى النَّبِيِّ وَالْمُهَاجِرِينَ وَالْأَنْصَارِ الَّذِينَ اتَّبَعُوهُ فِي سَاعَةِ الْعُسْرَةِ مِن بَعْدِمَا كَادَ يَزِيغُ قُلُوبُفَرِيقٍ مِنْهُمْ ثُمَّ تَابَ عَلَيْهِمْ إِنَّهُ بِهِمْ رَؤُوفٌ رَحِيمٌ [١]
«مسلماً خداوند رحمت خود را شامل حال پيامبر و مهاجرين و انصار كه در زمان عسرت ودشوارى و شدّت (در جنگتبوك) از او پيروى كردند، نمود، بعد از آنكه نزديك بود دلهاى گروهى از آنها، از حق منحرف شود (و از ميدان جنگبازگردند) پس خدا توبه آنها را پذيرفت كه او نسبتبه آنها مهربان و رحيم است.»
فقه آيه: از اقسام توبه، جهاد و پيكار با دشمن و فرمانبردارى از پيامبرصلى الله عليه وآله در لحظات سخت و دشوار است. زيرا كسى كهعصيان مىكند و از اطاعت پيامبر سرپيچى مىنمايد و بعد توبه مىكند و سپس وقتى كه لحظه سخت و دشوارى فرا مىرسد، باز هم بهعصيان و نافرمانى باز مىگردد، توبه او يك توبه واقعى و حقيقى نخواهد بود. مانند كسى كه در هنگام شهوت، زنا مىكند و پس ازفراغت توبه مىكند وسپس وقتى كه دوباره شهوت او طغيان مىكند باز هم زنا ميكند، چگونه مىتوان توبه او را يك توبه صادقپنداشت؟
٦- (فَتَلَقَّى آدَمُ مِنْ رَبِّهِ كَلِمَاتٍ فَتَابَ عَلَيْهِ إِنَّهُ هُوَ التَّوَّابُ الرَّحِيمُ [٢]
«پس آدم از پروردگارش كلماتى دريافت داشت (و با آنها توبه كرد) و خداوند توبه او را پذيرفت چرا كه خداوند توبهپذير و مهربان است.»
فقه آيه: وسيله پذيرش توبه، كلماتى است كه خداوند از فضل و لطف خود به بندگانش مىآموزد، مانند آن كلماتى كه حضرتآدم از پرودگارش دريافت كرد و آن كلمات عبارت بودند از: توسّل به حضرت پيامبر اسلامصلى الله عليه وآله و اهل بيت اوعليهم السلام.
٧- (
فَأَمَّا مَن تَابَ وَآمَنَ وَعَمِلَ صَالِحاً فَعَسَى أَن يَكُونَ مِنَ الْمُفْلِحِينَ
[٣] (.
«اما كسى كه توبه كند و ايمان آورد و عمل صالحى انجام دهد، اميد است از رستگاران باشد.»
فقه آيه: توبه در صورتى وسيله فلاح و ابزار رستگارى مىباشد كه توأم با ايمان حقيقى وعمل صالح باشد
[١] سوره توبه، آيه ١١٧.
[٢] سوره بقره، آيه ٣٧.
[٣] سوره قصص، آيه ٦٧.