احكام عبادات - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ٥٩ - ششم - ساير مطهرات
٢- اگر عين نجاست، از درون انسان برطرف شود يا آن را برطرف كند پاك مىشود. پساگر انسان غذاى نجس يا خون را از دهن خود دور بريزد، درون دهن او پاك مىگردد. باطن ودرون انسان عبارت است از هر آنچه كه مژگان و لبان انسان و مانند آن بر آن فروبسته مىشود.
٣- حيوان حلال گوشتى كه به خوردن مدفوع انسان عادت پيدا كرده و گوشت آن با نجاسترشد كرده و بوى بد در عروق آن ظاهر گشته است، از نظر اهل لغت «جلّال» يا «نجاستخوار» ناميده مىشود و از نظر شرع حرام و نجس است و پاك شدن وحلّيت آن به «استبراء» بستگى دارد. استبراء آن است كه تا مدّتى كه بعداز آن مدّتديگر نجاستخوار به آن نگويند، نگذارند نجاست بخورد و غذاى پاك به آن بدهند.
٤- بايد شتر نجاستخوار را چهل روز، گاو را بيست روز (سى روز هم گفته شده كهاوْلى همين است)، گوسفند را ده روز، مرغابى را پنج روز (و بهتر هفت روزاست) و مرغ خانگى را سه روز از خوردن نجاست جلوگيرى كنند و غذاى پاك به آنهابدهند.
البتّه آنچه گفته شد در صورتى است كه در مدّتهاى تعيين شده، نجاستخوار بودن آنها از بينبرود، امّا اگر همچنان نجاستخوار گفته مىشوند بايد استبراء تا آن مدّت ادامه يابد كه ديگرنجاستخوار گفته نشود و اين حالت از بين برود.
٥- عمل مسلمان از نظر عقلا موجب مىشود كه انسان به صحّت شرعى آن اطمينان پيدا كندوسيره متشرعه [١] نيز بر همين جارى بوده است. بنابراين اگر بدن يا لباس مسلمان يا چيزديگرى مانند ظرف و فرش كه در اختيار اوست، نجس شود وآن مسلمان غائب گردد و سپسبرگردددر حاليكه عين نجاست و آثار آن برطرف شده باشد، به پاكى او و پاكى لباس و ساير وسايل اوحكم مىشود. امّا اگر بدانيم كه او نجاست بدن يا لباسش را اصلًا نمىدانسته يا يقين پيدا كنيمكه او نسبت به نجاست و طهارت در همه اشيا يا در خصوص اين چيز خاص، بىمبالاتوبىباك است، حكم به پاكى آن نمىشود و همچنين است اگر بدانيم كه او در مدّت غيبت خود به هر دليلىقدرت بر تطهير و پاك كردن آن چيز نجس نداشته است.
٦- اگر مقدار اندكى خون در ديگ جوشان بيفتد، آنچه در ديگ است نجس نمىشود زيراطبق روايت، آتش، آن را خورده و از بين برده است و احوط است كه آن را به زمين بريزد. امّااگر قطرهاى شراب يا ادرار و مانند آن بريزد، آنچه را كه در داخل ديگ است، نجس مىگرداندو بايد دور ريخته شود.
٧- اگر خون منجمد و لخته شده بر روى دست يا هر عضو ديگر، كاملًا بهمادهاى ديگرمانند
[١] سيره متشرعه يعنى: روش و فتار دينداران.