احكام عبادات - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ٤٥٦ - وسوسههاى ابليس
وتلاش دارد با انواع نيرنگ و وسوسه، مارا گمراه سازد، تا سوگند تهديدآميز و گستاخانه خود را كه در پيشگاه پروردگار عالم، ياد نمود، عملى سازد. آنجا كه گفت:
(قَالَ فَبِعِزَّتِكَ لَأُغْوِيَنَّهُمْ أَجْمَعِينَ* إِلَّا عِبَادَكَ مِنْهُمُ الْمُخْلَصِينَ [١].
«شيطان گفت به عزّت تو قسم، خلق را تمام گمراه خواهم كرد مگر آن بندگان تو را كه براى تو خالص شدند.»
آرى! ابليس و پيروان او از افراد بشر، موانع زيادى پيش روى مردم مىگذارند تا انفاق نكنند، گويى تمامى قيد وبندهاى دنيا او را ازانفاق و بخشش در راه خدا، باز مىدارد و واقعاً تنها كسى از اين قيد و بند رهايى مىيابد كه خداوند او را كمك كند و از بند ابليسرهايش سازد.
برندهترين سلاحهاى ابليس، وسوسههاى اوست و از جمله، وسواس انسان در امر اعطاى خُمس است. برخى از وسوسهها بهصورت اشكال و ايراد ظهور مىيابد كه برخى از آنها را مورد اشاره و بحث قرار مىدهيم:
الف- مىگويند: فريضه خُمس در قرآن مجيد فقط يكبار ذكر شده در حاليكه فريضه زكات دهها بار مورد تأكيد قرار گرفته است.
پس چرا تنها خُمس اين قدر مورد اهتمام قرار مىگيرد با اينكه زكات در موارد خاص واجب گرديده مانند (غلّاتچهارگانه، طلا و نقره، و چهار پايان و احشام سهگانه) در حاليكه خمس شامل تمامى موارد سود حاصله از تجارت مىگردد، چرا؟
در پاسخ بايد گفت:
١- زكات در قرآن هميشه به معناى فريضه معروف زكات نمىباشد بلكه شامل هر انفاقى است، ولى سنّت پيامبر انفاق را به مواردخاصّى تخصيص داده و آن را زكات ناميده است بى آنكه واژه زكات مخصوص اين انفاق باشد. و اگر احاديث به ويژه رواياتپيامبرصلى الله عليه وآله را مورد بررسى قرار دهيم، درمىيابيم كه واژه زكات شامل تمامى بخششهاى انسان است و حتّى با كلمه انفاق با تمامىابعاد وسيع آن همسو مىباشد. آيا نمىشنويم كه پيامبر اكرمصلى الله عليه وآله مىفرمايد:
«زكاة العلم تعليمه من لا يعلمه»
[٢].
«زكات علم آموزش دادن به كسانى است كه نمىدانند.»
و خُمس نوعى از زكات (به معنى عام آن) است نه به معنايى خاص واصطلاحى آن.
٢- واژههاى قرآن در بخشندگى متعدّد است كه در حديث پيشگفته به آن اشارت رفت مانند
[١] سوره ص، آيه ٨٣- ٨٢.
[٢] بحار الانوار ج ٩٣، ص ١٣٦، حديث ٦٨.