احكام عبادات - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ٤٣١ - احكام جهل، سهو و اجبار
بنابر احتياط بايد روزه خود را قضا كند.
١٢- استفراغ عمدى موجب قضاى روزه مىشود، امّا استفراغ غير عمدى اشكالى ندارد.
١٣- از بزرگترين گناهان، دروغ بستن به خدا و رسول خدا و ائمّه معصومينعليهم السلام است، وحرمت آن در ماه رمضان و در حالروزه بودن مؤكّد مىشود و در مُفطِر بودن آن ترديد است ولى احوط اين است كسى كه در ماه رمضان مرتكب اين گناه شده است روزهخود را قضا نمايد، بلكه وضوى خود را نيز تجديد نمايد.
١٤- مكروه است كه روزهدار سر خود را در آب فروببرد، بلكه احوط آن است كه اين عمل را ترك كند، و اگر انجام بدهد بهتر ايناست كه آن روز را قضا نمايد.
احكام جهل، سهو و اجبار:
١- كسى كه نسبت به حرام بودن يكى از مبطلات روزه جاهل قاصر باشد و آن را هنگام روزهاش مرتكب شود، اگر از چيزهايىنباشد كه روزه بر آن متوقّف است روزهاش صحيح بوده وچيزى بر او واجب نيست، مانند كسى كه با جنابت صبح كند و يا در آبفرورود (بنابر اينكه ارتماس در آب حرام باشد) و يا عمداً استفراغ نمايد، اگرچه در اين موارد احتياط اين است كهروزهاش را قضا كند.
ولى اگر از چيزهايى باشد كه به روزهاش ضرر برساند مانند جماع، خوردن وآشاميدن، لازم است كه روزهاش را قضا كند و كفّارهبر او لازم نيست.
٢- كسى كه از روى جهل حرامى را مرتكب شود، و جهل او از روى تقصير بوده، احوط اين است كه روزهاش را قضا كند و دروجوب كفّاره ترديد است.
٣- كسى كه از جهت فراموشى بخورد يا بياشامد، چيزى بر او لازم نيست، نه قضا و نه كفّاره.
٤- در احكام سهو و فراموشى ميان روزه ماه رمضان و غير آن، و ميان روزه واجب و مستحبّ تفاوتى وجود ندارد.
٥- كسى كه بر خوردن مفطرى مجبور گردد، به طورى كه اراده از او سلب شود مثل اينكه در گلويش آب و غذا ريخته شود، روزهاش باطل نمىشود، ولى اگر كسى بر خوردن مفطرى مجبور شود؛ ولى خودش بخوردن آن مباشرت و اقدام نمايد كفّارهاى بر اونيست و در قضا ترديد مىباشد واحوط قضا نمودن است.
٦- اگر كسى از باب اضطرار افطار كند كفّارهاى بر او نيست و لازم است كه آن روز را قضا نمايد.
٧- اگر كسى مجبور شود كه قبلاز غروب شرعى از روى تقيّه افطار كند كفّارهاى بر او لازم