احكام عبادات - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ٤٢٣ - شرايط روزه
«... من براى خدا نذر كردهام كه روزه بدارم، پس امروز با هيچ انسانى سخن نخواهم گفت.» (دراين آيه روزه بهمعناى خوددارى از سخن گفتن آمده است).
امّا در شريعت منظور از روزه، امساك و خوددارى از چيزهاى مخصوص است كه شرع از آنها نهى كرده است، مانند: خوردن، آشاميدن و آميزش نمودن، در زمان خاصّ و با شرايط ويژه، مشروط به اينكه اين امساك با نيّت تقرّب به خدا و فرمانبرى او باشد.
روزه در ماه مبارك رمضان از بهترين عبادتهاست و آن پايهاى از پايههاى دين است و وجوب آن از (ضروريات دين) شمرده مىشود، و منكر وجوب آن از دين خارج مىگردد، همچنانكه منكر نماز، زكات و حجّ از دين خارج مىشود، واهمّيت آن درحديث شريف چنين بيان گرديده است:
«بُنِي الإسلام على خمس: شهادة أن لاإله إلّا اللَّهُ وأنّ محمّداً عبدُهُ ورسوله، وإقام الصلاة، وإيتاء الزكاة، وحجّ البيت، وصيام شهررمضان» [١].
«اسلام بر پنج پايه بنا نهاده شده است: گواهى بر اينكه نيست خدايى مگر اللَّه، و اينكه حضرت محمّدصلى الله عليه وآله بنده و رسولخداست، برپا نمودن نماز، پرداخت نمودن زكات، انجام دادن حجّ خانه خدا و روزه گرفتن در ماه رمضان».
فقهاهم فتوى دادهاند كه هركسى منكر وجوب «روزه» باشد، مرتدّ و از دين خارج بوده و قتل او واجب است، زيراانكار روزه، بر مىگردد به انكار رسالت پيامبر اسلام، ولى اگر به وجوب روزه ايمان داشته باشد و به خاطر سبك شمردن و سستىنمودن ترك نمايد مورد تعزير [٢] و تنبيه قانونى قرار مىگيرد، اگر دوباره روزه را ترك نمايد، براى دومين بار تعزير مىشود، ولى درسومين بار به حكم حاكم شرع كشته مىشود و بنابر نظر برخى از فقها در چهارمين بار كشته مىشود.
شرايط روزه:
١- اسلام: مسلمان بودن شرط قبول شدن روزه است، پس اگر زمانى كافر مسلمان شود، روزهايى كه در هنگام كفر، روزهنگرفته است، از او ساقط است، ودر روزى كه مسلمان شده است، نيز روزه بر او واجب نيست، بلكه براى احترام ماه رمضان ازمبطلات روزه خوددارى كند.
٢- بلوغ: كودكى كه به سنّ بلوغ و ازدواج نرسيده است روزه بر او واجب نيست و اگر روزه بگيرد صحيح است، همچنان اگر دروسط روز بالغ شود احتياط اين است كه به نيّت روزه از
[١] وسايل الشيعه، ج ١، باب ١، ص ١١، حديث ١٥، در اكثر روايات اين بخش از وسايل الشيعه (ولايت) نيز به عنوان يكى ديگر از اركان اسلام ذكر شده است.
[٢] تعزير: اين است كه حاكم شرع بنابه تشخيص خود و مناسب با حال شخص، گناهكار را تنبيه نمايد، مقدار آن كمتر از حد است كه در شرع اندازه آن معيّن شده است.