احكام عبادات - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ٣٩٥ - نماز جمعه در قرآن كريم
او مخالفت دارد، ولى هنگامى كه آنرا از ابعاد گوناگونش بررسى كند و خود به درجهاى والا از آگاهى نسبت به حقايق زندگى رسيده باشد درمىيابد كه اين حكم متضمّنخير دنيا و آخرت براى اوست، همچنان كه قرآن وصف كرده:
ذلِكُمْ خَيْرٌ لَّكُمْ إِن كُنتُمْ تَعْلَمُونَ.
«اگر دانا باشيد، اين كار برايتان بهتر است.»
و از جمله آن خيرها وحدت جامعه اسلامى است، و هشيارى و رهيابيى كه در امور دين ودنيا از دو خطبه نماز حاصل مىكند، وهمچنين توفيقاتى الهى كه به نماز گزارانى كه دعوت خدا را پاسخ دادهاند اختصاص دارد.
از آنجا كه اسلام به عنوان برنامهاى كامل و فراگير براى ابعاد زندگى انسانى آمده است، خداوند آن را در اصول و احكامش متوازن ومتعادل ساخته، به گونهاى كه هيچ بخشى در زندگى انسانبه زيان بخشى ديگر انباشته و ستبر نشود، پس اسلام برنامه دنيا و آخرت، دين و سياست، روان وكالبد است، و وقتى شخصيّت انسانبا رسيدن به مصالح مشروع از يك سو و التزام به فرايض واجب شده از سويى ديگر كامل مىشود، دين در كنار و دوشادوش فراخواندنبه التزام واجباتش، به مراعات مصالح خود نيز فرامىخواند، و واجبات او را جايگزين مصالح و آرزوهايى كه مردم درپى آناندنمىسازد.
از اين رو مىبينيم كه قرآن در همان حال كه مردم را به شتافتن به نماز جمعه امر مىكند، بيدرنگ نيز به پراكنده شدن براىپرداختن به امور زندگى طبيعى و رسيدن به مرادها و هدفها، ودست يافتن به روزى و لقمه زندگانى فرمان مىدهد. وبراستى دعوت بهنماز روز جمعه و تحريم دادوستد بدان هنگام برنامهاى است براى پايه گذارى پراكنده شدن انسان مؤمن در طلب فضل وروزى خدابراساس هدايت ارزشها و ايمان.
فَإِذَا قُضِيَتِ الصَّلَاةُ فَانتَشِرُوا فِي الْأَرْضِ.
«و چون نماز پايان يافت در زمين پراكنده شويد.»
اين دعوتِ متضمّنِ كوشش براى امور دنيا ما را بدين نكته رهنمون مىشود كه نماز و عبادت جايگزين زندگى طبيعى و اجتماعى، چنان كه پارهاى از متصوّفه آن را فهميدهاند، نيست. دين برنامهاى است براى سامان دادن به انسان و رهبرى زندگى، كه مردم در آن، فرصتى براى عبادتو برنامهاى براى كوشش و كار مىيابند.
پس از آن كه قرآن موضعگيرى مؤمنان را نسبت به نماز جمعه ترسيم مىكند- كه عبارت است از شتافتن به سوى ذكر خدا و تركدادوستد در وقت آن- سياق قرآنى به نقد پديده توجّه و گرايش به امور دنيا و مقدّم داشتن آن بر نماز مىپردازد كه اشاره به وجودضعف ايمان در