احكام عبادات - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ٢٦٤ - نيت واخلاص در كتاب وسنت
برابرخداوند خاضع وخاشع باشد واز ريا وتظاهر واز ترس هر قدرتى ماسواى خدا بپرهيزد.
٧- (وَاتْلُ عَلَيْهِمْ نَبَأَ ابْنَيْ آدَمَ بِالْحَقِّ إِذْ قَرَّبَا قُرْبَاناً فَتُقُبِّلَ مِنْ أَحَدِهِمَا وَلَمْ يُتَقَبَّلْ مِنَ الْآخَرِ قَالَ لَأَقْتُلَنَّكَ قَالَ إِنَّمَايَتَقَبَّلُ اللَّهُ مِنَ الْمُتَّقِينَ [١]
«وداستان دوفرزندآدم را بحق برآنها بخوان: هنگامى كه هركدام، كارى براى تقرب (به پروردگار) انجام دادند؛ اما ازيكى پذيرفته شد، واز ديگرى پذيرفته نشد؛ (آنكه عملش مردود شده بود) گفت: به خدا سوگند تو را خواهم كشت. (برادر ديگر) گفت: خدا تنها از پرهيز كاران مىپذيرد.»
پذيرفتن اعمال از سوى خداوند، به حسن ظاهر اعمال وآنچه انسان بدان تظاهر مىكند، ربطى ندارد بلكه خداوند تنها از متقيانمىپذيرد؛ از كسانى كه نيّت وهدف خود را پاك وخالص ساختهاند. بنابر اين تقواى الهى با ظاهر عمل وعامل تحقق نمىيابد بلكهملاك تحقق آن، نيّت وهدف عامل است ودر واقع نيّتها واهدافى كه باعث انجام عمل شدهاند، ميزان پذيرش آنها در درگاهحضرت حق مىباشند.
حديث شريف:
سنت شريف، حاوى روايات فراوانى است كه از معصومينعليهم السلام درباره نيت، اخلاص، رياء، وآثار تربيتى وروانى آن در جامعهمؤمنين در دنيا، ودر سرنوشت انسان وعمل او در آخرت، نقل شده است. در اين جا تنها به نقل قسمتهاى كوتاهى از آنها اكتفا مىكنيمشايد در اصلاح نيّتهاى ما وخالص ساختن ورنگ الهى دادن به اعمال ما بدور از هر نوع آلودگى وتنها به قصد قربت الهى انجام دادن، مفيد واقع افتد.
نيّت وجاودانگى
١- امام صادقعليه السلام فرمود:
«إنّما خُلِّدَ أهل النار في النار؛ لأنّ نيّاتهم كانت في الدنيا أن لو خُلِّدوا فيها أن يعصوا اللَّه أبداً، وإنّما خُلِّد أهل الجنّة في الجنّة؛ لأنّ نيّاتهم كانت في الدنيإ؛ پپمأن لو بقوا فيها أن يطيعوا اللَّه أبداً، فبالنيّات خُلِّد هؤلاء وهؤلاء، ثمّ تلا قوله: (قُلْ كُلٌّ يَعْمَلُ عَلَى شَاكِلَتِهِ)، وقال: على نيّته». [٢]
«اينكه اهل جهنّم در آتش، جاودانه هستند بدين جهت است كه نيّت وقصد آنان در دنيا چنين بوده كه اگر در دنيا، جاويدان باشند، براى هميشه خدا را معصيت كنند. واينكه اهل بهشت در بهشت، جاويدان هستند هم بدين جهت است كه نيّت وهدف آنان در دنيا چنين بودهكه اگر در دنيا باقى بمانند،
[١] سوره مائده، آيه ٢٧.
[٢] وسائل الشيعه، ج ١، باب ٦، ابواب مقدّمة العبادات، ص ٣٦، حديث ٤.