احكام عبادات - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ١٧١ - احكام احتضار
٩- امّ الفضل گفت:
«دخل رسول اللَّهصلى الله عليه وآله على رجل يعوده وهو شاك فتمنّى الموت فقال رسول اللَّهصلى الله عليه وآله: لا تتمنَّ الموت فإنّك إن تك محسناً تزداد إحساناً، وإن تك مسيئاًفتؤخر تستعتب فلا تتمنّوا الموت. [١]
«پيامبر خداصلى الله عليه وآله به قصد عيادت، بر مردى وارد شد. آن مرد كه از درد شكايت داشت، آرزوى مرگ، كرد. رسول خداصلى الله عليه وآله فرمود: آرزوى مرگ نكن، زيرا اگر تو نيكو كار باشى بر نيكوكارىات افزوده خواهد شد، و اگر بدكار باشى و مرگت به تاخير بيفتد، مورد سرزنشقرار مىگيرى. پس آرزوى مرگ نكن.»
١٠- ابوالحسن واسطى روايت مىكند:
«قيل لأبي عبداللَّهعليه السلام: أترى هذا الخلق كلّهم من الناس؟ فقال: ألقِ منهم التارك للسواك، والمتربّع في الموضع الضيّق، والداخل فيما لا يعنيه، والمماري فيما لا علم له به، والمتمرّض من غير علّة، والمتشعّث من غير مصيبة. [٢]
«به امام صادقعليه السلام گفته شد، آيا همه اين خلق را از مردم مىدانى؟ فرمود: آن كسى را كه مسواك زدن را ترك كند (از مردمحساب نكن) و همچنين كسى را كه در جاى تنگ چهارزانو مىنشيند و كسى را كه در مسايل غير مربوط به او وارد سخن مىشود و كسىرا كه در مسايلى كه علم و آگاهى ندارد، به بحث و مجادله مىپردازد وكسى را كه بدون بيمارى خود را مريض نشان ميدهد و كسى را كه بدون مصيبت، خود را آشفته و پريشان جلوهمىدهد.»
احكام احتضار
١- ميت بر زندگان حق دارد كه آنچه را شرع دستور داده است درباره او انجام دهند مانند: رو به قبله كردن، غسل دادن، نماز بر او خواندن، كفن و دفن كردن، واگر همگى در انجام امور فوق كوتاهى كنند، گناه كردهاند و اگربعضى انجام دهند از ديگران ساقط مىشود.
٢- ولىّ ميت در انجام دادن امور فوق، بر ديگران اولويت دارد و بر ديگران لازم است كه از ولى ميت اجازه بگيرند، و اگر او بهانجام احكام ميت اقدام نكرد و به ديگران هم اجازه نداد، حق او ساقط مىشود، و بنابر احتياط- در اين صورت- از نزديكترين كسىكه بعد از او، بر ميت ولايت دارد، اجازه گرفته شود و بهتر اين است كه از حاكم شرع هم اجازه بگيرند.
٣- شوهر نسبت به همسرش اولويّت دارد، و پس از او ديگر اولياء بر حسب مراتب ارث، پسپدر و مادر و فرزندان بر برادران و اجداد مقدم هستند و برادران واجداد هم بر عموها و دايىها مقدم مىباشند، و اولياى مذكر- در هرطبقه- مقدم بر اولياى مؤنث هستند، و كسى كه
[١] وسائل الشيعه، ج ٢، باب ٣٢، ابواب الاحتضار، ص ٦٥٩، حديث ١.
[٢] همان، باب ٣٣، ص ٦٦٠، حديث ١.