احكام عبادات - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ١٥٤ - ما و مرگ
وتاريكى را فراموش كرده آيا واقعاً براى آن آمادگى مىگيرد؟ آيا كسى كه درد خود را فراموش كرده است، به درمان آن مىپردازد؟
اما مبارزه و مقاومت در برابر مرگ هم هيچ سودى ندارد مگر به ميزانى بسيار اندك.
بنابراين در برابر اين پديده چه بايد كرد؟ پديدهاى كه هر روز به ديدار ما مىآيد و عزيزان ما را مىربايد و ما نمىتوانيم در برابرآن كمترين مقاومت از خود نشان بدهيم.
خداوند متعال مىفرمايد:
(فَلَوْلَا إِذَا بَلَغَتِ الْحُلْقُومَ* وَأَنتُمْ حِينَئِذٍ تَنظُرُونَ* وَنَحْنُ أَقْرَبُ إِلَيْهِ مِنكُمْ وَلكِن لَا تُبْصِرُونَ* فَلَوْلَا إِن كُنتُمْغَيْرَ مَدِينِينَ* تَرْجِعُونَهَا إِن كُنتُمْ صَادِقِينَ [١]
«پس چرا هنگامى كه جان بهگلوگاه مىرسد (توانائى بازگرداندن آن را نداريد)* وشما در اين حال نظاره مىكني (دوكارى از دستتان ساخته نيست)* و ما از شما به او نزديكتريم، ولى نمىبينيد* اگر هرگز (در برابر اعمالتان) جزا داده نمىشويد* پس آن روح را بازگردانيد اگر راست مىگوئيد!».
در آيه ديگر آمده است:
(قُلْ إِنَّ الْمَوْتَ الَّذِي تَفِرُّونَ مِنْهُ فَإِنَّهُ مُلَاقِيكُمْ ثُمَّ تُرَدُّونَ إِلَى عَالِمِ الْغَيْبِ وَالشَّهَادَةِ فَيُنَبِّئُكُم بِمَا كُنتُمْتَعْمَلُونَ [٢]
«بگو: اين مرگى كه از آن فرار مىكنيد سرانجام با شما ملاقات خواهد كرد، سپس به سوى كسى كه داناى پنهان و آشكار استبازگردانده مىشويد، آنگاه شما را از آنچه انجام مىداديد خبر مىدهد.»
آنچه بهطور جدى براىانسان مفيد مىباشد، ياد آور شدن مرگ وكار كردن براى زندگى است. شايد اين سخن، بتواند موضع آييناسلام را در قبال مرگ، براى ما بيان كند. پس بايد به انسان گفت: اى انسان تو كه هميشه به سوى خدا در حال حركت و تكاپو هستىو سرانجام هم خدا را ملاقات مىكنى، پس بايد ملاقات پروردگارت را غايت و هدف قرار دهى و از كوشش وتلاش توأم با رنج وزحمت، به عنوان يك وسيله استفاده نمايى و مرگ را پلى به سوى آخرت خود قرار دهى وبراى زندگى اخروى خود توشهاى از پيشبفرستى تا فردا جزء كسانى نباشى كه مىگويند:
(... يَا لَيْتَنِي قَدَّمْتُ لِحَيَاتِي [٣]
«اى كاش. براى اين زندگىام چيزى پيش فرستاده بودم.»
تنها با يادآورى مرگ و لقاى خداوند و آمادگى براى آن دو است كه مىتوانى از كسانى باشى كه خداوند سبحان درباره آنانمىگويد
[١] سوره واقعه، آيات ٨٣- ٨٧.
[٢] سوره جمعه، آيه ٨.
[٣] سوره فجر، آيه ٢٤.