احكام عبادات - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ١٠٦ - شرط دوم - قبلاز سن يائسگى
علامت بلوغ به شمار مىآيد.
ب- مقصود از بلوغ دراينجا پديدار شدن يكى از نشانههاى بلوغ دختر است كه قبلًا درباب احكام بلوغ ذكر شده است.
ج- اگر دختر شك كند كه بالغ شده يا نه حكم به عدم بلوغ مىشود تا اين كه بلوغ ثابتشود، و به واسطه يكى از نشانههاى بلوغ كه قبلًا در باب احكام بلوغ يادآورى شده است، به تحقّق آناطمينان حاصل شود.
شرط دوّم- قبلاز سنّ يائسگى
شرط دوّم اين است كه ديدن خون قبلاز رسيدن به سنّ يائسگى باشد. فروع مسأله بدينشرح است:
الف- يائسگى از حقايق خارجى است كه علايم و نشانههاى فراوانى دارد كه از جمله آنهاسنّ است و همچنين باردار نشدن. البتّه سنّ مخصوص بايد با مراعات شرايط ويژه زنان باشدكه زنان همسان او يا متخصّصان و اهل خبره آن را مىدانند.
ب- گاهى سنّ يائسگى براى زن قريشى [١] و برخى ديگر از قبايل عربى به شصت سال هممىرسد در حاليكه براى ديگران اين سنّ، ٤٥ سالگى است و گاهى به ٥٥ سال هم مىرسد. [٢] ولى سنّ يائسه شدن به حسب طبيعت و مزاجهاى زنان وهمچنين شرايط محيط و آب و هوا، تفاوت پيدا مىكند.
ج- خونى كه زن بعداز سنّ يائسه شدن ببيند، حيض محسوب نمىشود، بلكه يا ازجراحت است يا استحاضه و يا مانند آن.
[١] قريشى كسى است كه از طرف پدر به نضر بن كنانه برسد، چنانكه در نسب پيامبر گرامى اسلام چنين آمده است: محمّد بن عبداللَّهبن عبدالمطّلب (شيبة الحمد) بن هاشم (عمرو) بن عبدمناف (مغيره) بن قصى (زيد) بن كلاب بن مرّه بن كعب بن لوى بن غالب بن فهر بن مالك بن نضر بن كنانه (قريش) بن خزيمة بن مدركه بن الياس بن مضر بن نزار بن معد بن عدنان. (الاصطلاحات، ص ١٠٧
[٢] روايات دراين زمينه اختلاف دارد ولى همه اينها ارشادى و براى بيان يك واقعيّت خارجى است. خداوند براى يائسه در مورد طلاقحكم خاصّى قرار داده و فرموده است: وَاللَّائِي يَئِسْنَ مِنَ الْمَحِيضِ [سوره طلاق، آيه ٤] با تحقيقى كه درباره حالاتزنان به عمل آمده روشن شده كه سنّ يائسگى بين زنان متفاوت است و پزشكان مىگويند: تفاوت اين امر به تفاوت محيطها ومزاجها برمىگردد. دكتر كهن مىگويد: سنّ يائسه شدن در مناطق معتدل معمولًا بين ٤٥ و ٦٠ سالگى است و دكتر ريولين مىگويد: مدّت فعاليّت جنسى در زنان تا ٥٠ يا ٤٥ سالگى ادامه مىيابد و در سن ٥٠ سالگى اين فعاليّت قطع مىشود و به ندرت تا ٥٥ سالگىادامه مىيابد.) الزواج المثالى، ص ٦٦.