بیان المراد؛ شرح فارسی بر اصول الفقه - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٦٩٢ - توضيح انحاء در مقام بيان نبودن متكلم
آن گذشته فرض آنستكه هيچ مانعى از تقييد نيز وجود ندارد از اينرو وقتى بيان ننمود و كلامش را مقيّد نكرد پس دانسته مىشود كه قصد وى از كلام اطلاق است و در غير اينصورت بايد ملتزم شويم كه بغرضش اخلال وارد نموده.
و از اين توضيح واضح و روشن مىشود كه هركلامى كه براى تقييد صلاحيّت داشته و متكلّم آنرا مقيّد نسازد در صورتيكه وى شخص حكيم و ملتفت بوده و قصد جدّى داشته و در مقام بيان و تفهيم مقصودش باشد كلامش ظاهر در اطلاق بوده و آن هم حجّت است بر متكلّم و هم دليل و مستمسك است بر سامع.
بيان مراد
قوله: لا للعمل به: ضمير در « به » به حكم راجع است.
قوله: بل لمجرّد تشريعه: يعنى تشريع و تأسيس حكم.
قوله: الّا يبيّن تمام مراده: ضمير در « يبّيّن » و « مراده » به متكلّم راجع است.
قوله: لم يذكره فى بيانه: يعنى لم يذكره فى كلامه، ضمير فاعلى در « لم يذكره» و ضمير مجرورى در « بيانه » به متكلّم راجع بوده و ضمير منصوبى در « لم يذكره» به قيد راجع است.
قوله: فانّه لا ينعقد معه ظهور فى الاطلاق: ضمير در « فانّه » بمعناى « شأن » بوده و ضمير در « معه » به كونه فى مقام الاهمال عود مىكند.
قوله: فى اىّ مرام: يعنى در كلام مقصود و منظور.
قوله: و مثله ما اذا كان فى صدد حكم آخر: ضمير در « مثله » به كونه فى مقام الاهمال راجع است.
قوله: فكلوا ممّا امسكن: سوره مائده آيه (٤).
قوله: من جهة كونه ميتة: ضمير در « كونه » به صيد راجع بوده و كلمه « من جهة» جارّ و مجرور بوده و متعلّق است به « حلّ » .
قوله: و ليس هو فى مقام بيان مواضع الامساك: ضمير « هو » به قوله تعالى راجع