بیان المراد؛ شرح فارسی بر اصول الفقه - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٦٣١ - مقاله مرحوم مصنف در ارتباط با حمل خاص بر نسخ يا تخصيص
مىباشد.
قوله: للاشياء بعناوينها الاوّليّة: مقصود از عناوين اوّليّه عناوين و اوصافى است كه براى اشياء قبل از تعلّق حكم ثابت است مانند شرب خمر و اكل ميته كه حكم حرمت بآنها تعلّق گرفته و بهمين عنوان تحريم شدهاند و در مقابل آن عناوين ثانويّه است و آن عبارتست از اوصاف و عناوينى كه براى اشياء فى حدّ ذاتها ملاحظه نشده بلكه باعتبار جهات و مناسباتى مىباشد نظير همين شرب خمر كه بملاحظه معالج و دواء بودن مباح و حلال مىباشد.
قوله: دلالته على هذا النّحو: مقصود از « هذا النّحو» دلالتش بر اينكه عموم، حكم واقعى و تابع مصلحت واقعيّه است مىباشد.
قوله: ليست كذلك: يعنى مبيّن حكم واقعى نيستند.
قوله: فيما هو ظاهر فيه: ضمير « هو » به خاصّ راجع است.
قوله: فلا يخرجه عن كونها صالحا: ضمير فاعلى در « يخرجه » به احتمال نسخ راجع بوده و ضمير مفعولى به خاصّ برمىگردد.
قوله: فيقدّم عليه: ضمير در « يقدّم » به خاصّ و در « عليه » به عام برمىگردد.
قوله: لانّه اقوى: ضمير در « لانّه » به خاصّ راجع است.
قوله: على سبقه: يعنى سابق بودن خاصّ بر عامّ.
قوله: كالمخصّص المتّصل: همچون دليل عقل يا اجماع مثلا در دليل عام آمده است كه فضله هرحيوان حرام گوشتى نجس است و فرض مىكنيم كه اجماع علماء بر اينستكه فضله پرندهگان پاك است لذا اين اجماع مخصّص متّصل براى عام مزبور بوده و در نتيجه بايد گفت:
فضله هرحيوان حرام گوشتى نجس بوده مگر طيور.
قوله: او كالقرينة الحالية: مثلا مولائى به بندهاش گفته است تمام همسايگان را اكرام بكن ولى قرينه حاليه قائم است بر اينكه وى راضى به اكرام عدوّش نيست