بیان المراد؛ شرح فارسی بر اصول الفقه - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٥٥٨ - فصل پنجم سرايت اجمال مخصص بعام و عدم سرايتش بآن
شكّ كنيم آيا تغيّرش بواسطه نجاست بوده تا در حكم خاصّ داخل بوده يا با آن تغيّر نيافته پس بر طهارتش باقى است.
بين اين دو نحو از شبهه اختلاف بوده و صحبت در آندو نيز با هم فرق كلّى و تفاوت فاحش داشته لاجرم لازم است براى هركدام بحث مستقلّى عنوان نمائيم.
بيان مراد
قوله: لا اجمال فيه: ضمير در « فيه » به خاصّ راجع بوده و اينجمله تفسير است براى « مبيّن » .
قوله: فى تخصيص غيره: يعنى غير خاصّ.
قوله: بان كان مجملا: ضمير در « كان » به مفهوم خاصّ راجع است.
قوله: خصوص التّغيّر الحسّى: مقصود از « تغيّر حسّى» آنستكه تغيّر آب بحواس ظاهره درك شود مثلا با چشم ديده شود كه رنگ آب قرمز شده يا با قوّه شامّه درك شود كه بوى آن متعفّن گرديده و يا با قوّه ذائقه بتوان چشيد كه مزه آب از طعم طبيعى خارج شده است.
قوله: او ما يشمل التّغيّر التّقديرى: مقصود تغيّر فرضى است مثلا آبى رنگ طبيعى آن اگر قرمز بود و سپس در آن قدرى خون ريخته شود مىگوئيم:
اگر رنگش قرمز نمىبود الآن بواسطه خون قرمز مىگشت.
يا مثلا بوى آب بواسطه مجاورت با اشياء متعفّن تغيّر كرده حال اگر ميتهاى در آن بياندازند پس از مدّتى كه از آن بگذرد مىگويند:
فرض مىكنيم اگر بوى آن قبلا متعفّن نمىبود ميته بويش را تغيير مىداد.
قوله: بان كان مبيّنا لا اجمال فيه: ضمير در « كان » و « فيه » به مفهوم خاصّ راجع است.
قوله: فهو لا يزال باقيا على طهارته: ضمير « هو » به ماء معيّن راجع است.