بازشناسى منابع اصلى رجال شيعه - رحمان ستايش، محمد كاظم؛ جديدي نژاد، محمد رضا - الصفحة ٤٣٠ - گفتار پنجم «رجال الكشى» و اختيار(برگزيده) آن در طول تاريخ
آنچه بسيارى و متعارف بودنِ «فهرستنويسى» را تأييد مىكند، عبارت شيخ طوسى در مقدّمه الفهرست است، آن جا كه مىگويد:
...؛ چرا كه ديدم گروهى از بزرگان طايفه شيعه از اصحاب حديث، به تأليف «فهرست كتابهاى اصحابمان» پرداختهاند، ليكن هيچ يك از آنان، اين كار را به كمال نرساندهاند.[١] بنا بر اين، احتمال دارد كه كشّى رحمه الله، احوال جرجانى را در كتاب رجال خود- كه موضوع آن شناخت رجال بوده است- و نام كتابهاى وى را در الفهرست خويش- كه موضوع آن فهرستنويسى كتابها بوده است- آورده باشد.
البتّه چنانچه قُهپايى براى اثبات مدّعاى خود، به جمله: «سنذكر بعض مصنّفاته» تمسّك مىكرد، دليلى بهتر با دلالتى روشنتر ارائه نموده بود؛ زيرا ظاهر اين جمله، آن است كه كشّى رحمه الله، نام برخى از تأليفات جرجانى را در همين كتاب آورده است، حال آن كه در رجال الكشّى موجود، نام هيچ يك از كتابهاى وى نيامده است.[٢] آنچه درباره نقد مذكور، به نظر مىرسد، اين كه: اساس كلام [محقّق] شوشترى، بر وجود كتابى به نام الفهرست با تأليف كشّى رحمه الله استوار است، حال آن كه اين، فقط احتمالى است كه ثابت نشده است و متعارف بودن فهرستنويسى در آن روزگار، نمىتواند بر وجود الفهرست براى كشّى رحمه الله دليل باشد. نيز استدلال به اين كه ديگران الفهرست نگاشتهاند و بر اين اساس، كشّى رحمه الله هم الفهرست نوشته است، مصادره به مطلوب و باطل است.
با توجّه به اين نكته، قرينه قُهپايى، قوى و غير قابل خدشه است، چنان كه مؤلّف سماء المقال، آن را تمام دانسته و بدون انتساب به قُهپايى، آن را پذيرفته است.[٣] دليل دوم. در رجال الكشّى موجود، در عنوان «فضل بن شاذان»، چنين آمده است:
و قيل: إنّ للفضل مئة و ستّين مصنّفاً. ذكرنا بعضها فى كتاب الفهرست.[٤]
[١]. الفهرست، ص ١
[٢]. قاموس الرجال، ج ١، ص ٤٧ و ٤٨
[٣]. سماء المقال، ج ١، ص ٩٦ و ٩٧
[٤]. اختيار معرفة الرجال، ص ٥٤٤( ش ١٠٢٩)؛ مجمع الرجال، ج ٥، ص ٢٨