بازشناسى منابع اصلى رجال شيعه - رحمان ستايش، محمد كاظم؛ جديدي نژاد، محمد رضا - الصفحة ٣٩٧ - ديدگاه رجاليان درباره كشى
رجال است كه گروهى، از طريق ابو محمّد تلّعكبرى، از محمّد بن عمر بن عبد العزيز (ابو عمرو كشّى) روايت آن را به ما اجازه دادهاند.[١] همو در كتاب رجالش مىگويد:
محمّد بن عمر بن عبد العزيز الكشّىّ يكنّى أبا عمرو، صاحب كتاب الرجال، من غلمان العيّاشىّ، ثقة، بصير بالرجال و الأخبار، مستقيم المذهب؛
محمّد بن عمر بن عبد العزيز كشّى، كنيهاش ابو عمرو، صاحب كتاب رجال، از شاگردان عيّاشى، مورد اعتماد، آگاه به رجال و اخبار، و داراى مذهب صحيح، بوده است.[٢] نجاشى نيز در كتاب رجال خويش، از كشّى رحمه الله اين گونه ياد مىكند:
محمّد بن عمر بن عبد العزيز الكشّىّ أبو عمرو، كان ثقةً عيناً، و روى عن الضعفاء كثيراً، و صحب العيّاشىّ و أخذ عنه و تخرّج عليه، و فى داره التى كانت مرتعاً للشيعة و أهل العلم. له كتاب الرجال كثير العلم، و فيه أغلاط كثيرة؛ أخبرنا أحمد بن علىّ بن نوح و غيره، عن جعفر بن محمّد، عنه بكتابه؛
محمّد بن عمر بن عبد العزيز كشّى، كنيهاش ابو عمرو و مورد اعتماد و ممتاز بوده است. او از افراد ضعيف، بسيار نقل كرده و مصاحب عيّاشى و راوىِ از او و پرورشيافته او و خانه او- كه محلّ رفت و آمد شيعيان و اهل علم بوده- شمرده مىشده است.
او (كشّى) كتاب رجال دارد كه علم بسيار در آن نهفته است و در آن، غلطهاى بسيارى نيز وجود دارد. احمد بن على بن نوح و ديگران، از جعفر بن محمّد، از خودِ وى، كتابش را به ما اجازه دادهاند.[٣] ابن شهرآشوب نيز در معالم العلماء، او را اين گونه مىستايد:
محمّد، ابو عمرو بن محمّد بن عمر[٤] بن عبد العزيز كشّى، از شاگردان
[١]. الفهرست، ص ٤٠٣( ش ٦١٥)
[٢]. رجال الطوسى، ص ٤٤٠( ش ٦٢٨٨)
[٣]. رجال النجاشى، ص ٣٧٢( ش ١٠١٨)
[٤]. در كتاب مصدر،« عمير» ذكر شده كه قطعاً غلط است