بازشناسى منابع اصلى رجال شيعه - رحمان ستايش، محمد كاظم؛ جديدي نژاد، محمد رضا - الصفحة ٣٣ - ولادت نجاشى
عبّاس» آورد كه اين، همان كنيه و نسب نجاشى است و همين، احتمال اشتباه را تقويت مىكند.
آنچه به نظر مىرسد، اين كه: اگرچه «شباهت نسبهاى افراد» مىتواند احتمالى قوى را براى «اشتباه شدن» ايجاد كند، ولى در خصوص اين مورد، احتمال اشتباه، وجهى ندارد. شواهد بر اين مدّعا، عبارتاند از:
الف. تاريخ سماع حديث از ابن نوح، پيش از سال ٣٧٢ ق بوده است، چنان كه نجاشى از نامه بزوفرى به وى در سال ٣٥٢ ق و سماع حديث از ابو عبد اللَّه محمّد بن احمد صفوانى در همان سال، ياد مىكند.[١] ب. ابن نوح، از افرادى حديث شنيده كه پيش از سال ٣٧٢ ق وفات يافتهاند، از جمله، از:
احمد بن محمّد بن رميح مروزى (م ٣٥٢ ق)،
ابو محمّد حسن بن حمزه حسينى طبرى (م ٣٥٨ ق)،
ابو الحسن محمّد بن احمد بن داوود قمى (م ٣٦٨ ق)،
ابو غالب احمد بن محمّد زرارى (م ٣٦٨ ق)،
جعفر بن محمّد بن قولويه (م ٣٦٨/ ٣٦٩ ق)،
محمّد بن احمد سِنانى مُكتِّب (م ٣٦٧ ق)،
احمد بن محمّد بن يحيى عطّار (م ٣٦٨ ق)،
محمّد بن على بن فضل كوفى (م پيش از ١٩ ربيع الأوّل ٣٦٨ ق)،
محمّد بن بكران نقّاش (م پيش از ٢٦ ربيع الأوّل ٣٦٨ ق)،
و ....
بر اين اساس و با توجّه به اين كه در هنگام نامهنگارى بزوفرى به ابن نوح، وى مىبايست دستكم هفده سال مىداشته، قطعاً تولّد ابن نوح، پس از سال ٣٣٥ ق نبوده است. پس، احتمال اشتباه- چنان كه محقّق مزبور گفته بود- منتفى است.
[١]. رجال النجاشى، ص ٥٩( ش ١٣٨)