بازشناسى منابع اصلى رجال شيعه - رحمان ستايش، محمد كاظم؛ جديدي نژاد، محمد رضا - الصفحة ١٨٢ - فصل اول شناخت شيخ طوسى
تعالى أيّامه»[١] و «مدّ اللَّه فى عمره»[٢] از وى ياد كرده است.
شيخ طوسى رحمه الله در اين دوره، از دروس اساتيد ديگرى هم استفاده كرد. هلال بن محمّد بن جعفر حفّار (م ٤١٤ ق)،[٣] محمّد بن محمّد بن محمّد بن مخلّد (م ٤١٩ ق)،[٤] احمد بن عبدون معروف به ابن حاشر (م ٤٢٣ ق)[٥] و محمّد بن احمد بن شاذان (م ٤٢٥ ق)[٦] نيز از اساتيد وى بودهاند.
امّا آزادى فكرى در اين برهه تاريخى در شهر بغداد، چنان بود كه شيخ طوسى با آراى استادش سيّد مرتضى در مسائلى اختلاف پيدا كرد. بحث حجّيّت خبر واحد و اجماع را مىتوان از نمودهاى اين اختلاف رأى دانست.
پس از وفات سيّد مرتضى در سال ٣٣٦ ق، رهبرىِ شيعيان به شيخ طوسى رسيد.
او تا سال ٤٤٨ ق در بغداد اين وظيفه را بر عهده داشت و در طول اين دوازده سال، فعاليّتهاى علمى فراوانى را در بغداد انجام داد. خليفه عبّاسى القائم بأمر اللَّه (٤٢٢- ٤٦٧ ق) كرسى تدريس كلام را به وى اعطا كرد. اين كرسى تدريس، تنها به عدّه كمى از بزرگان علما و رئيس علماى هر عصر داده مىشد.
به ظاهر، اين تقدير خليفه از شيخ طوسى، حسادت عدّهاى را برانگيخت و در نزد خليفه به سعايت وى پرداختند و او را چنين متّهم كردند كه او در كتاب مصباح المتهجّد در دعاى روز عاشورا، به صحابه به گونهاى نامناسب حمله نموده است.
اين نكته باعث شد كه خليفه شيخ طوسى را به همراه كتاب مصباحش فرا بخواند.
شيخ طوسى رحمه الله در حضور خليفه اين اتّهام را نفى كرد؛ ليكن خليفه اين عبارت از دعا را به وى نشان داد كه: «اللَّهُمَّ خُصَّ أَنْتَ أَوَّلَ ظالِمٍ بِاللَّعْنِ مِنّى وَ ابْدَأْ بِهِ أَوَّلًا ثُمَّ الثَّانِىَ ثُمَ
[١]. رجال الطوسى، ص ٤٣٤( ش ٦٢٠٩)
[٢]. رجال الطوسى، ص ٤٣٤( ش ٦٢٠٩)
[٣]. تاريخ بغداد، ج ١٤، ص ٧٥
[٤]. تاريخ بغداد، ج ٣، ص ٢٣٢
[٥]. رجال الطوسى، ص ٤١٠( ش ٥٩٥٣)
[٦]. رجال الطوسى، ص ٤١٠( ش ٥٩٥٣)