بازشناسى منابع اصلى رجال شيعه - رحمان ستايش، محمد كاظم؛ جديدي نژاد، محمد رضا - الصفحة ٤٣٣ - گفتار پنجم «رجال الكشى» و اختيار(برگزيده) آن در طول تاريخ
مىشود كه هم اصل رجال الكشّى و هم اختيار الرجال، در نزد وى بوده است؛ زيرا علّامه در شرح حال خالد بن جرير، از كشّى رحمه الله روايتى را- كه بر ايمان وى دلالت دارد- نقل كرده است[١] و شهيد در حاشيهاش بر خلاصة الأقوال، اين عبارت را فرموده است:
اين حديث، گذشته از آن كه بر توثيق و مدحى كه موجب حَسَن بودن خالد بن جرير شود، دلالتى ندارد، سندش مجهول و مضطرب است، همان طور كه مرحوم شيخ نيز در اختيار الرجال خويش، سند آن را همانند علّامه ذكر كرده است. اين، در حالى است كه كشّى آن را از جعفر بن احمد، از جعفر بن بشير، از ابو سلمه جمّال، نقل كرده و چنين اضطراب و جهالتى، هيچ فايدهاى در بر ندارد.[٢] البتّه اين كلام شهيد ثانى، بر بودن اصل رجال الكشّى در نزدش، دلالتى ندارد؛ چرا كه اين سند در مجمع الرجال نيز از اختيار الرجال نقل شده است.[٣] بنا بر اين، احتمال قوى مىرود كه وجود نسخههاى متعدّد از اختيار الرجال در نزد شهيد ثانى،[٤] موجب گرديده كه وى تصوّر كند كه برخى از آنها، اصل رجال الكشّى است و در نتيجه، اين اختلاف به وجود بيايد.
بدين ترتيب، ثابت مىگردد كه آنچه شهيد ثانى از ميان اصل كتاب كشّى و مختصر آن، در نزد خود داشته، تنها مختصر آن (اختيار الرجال) بوده است.
علّامه هم در عنوان «محمّد بن مُسكان» گفته: «ذكره الكشّىّ»[٥] و در شرح حال حسن وشّاء نيز گفته: «قال الكشّىّ: يكنّى ...»[٦]، حال آن كه در رجال الكشّىِ موجود، چنين عباراتى وجود ندارد. از اين رو، توهّم شده كه اين نقل قولها، از اصل رجال الكشّى بوده است.
[١]. خلاصة الأقوال، ص ١٣٦( ش ٣٦٨)
[٢]. حاشية على خلاصة الأقوال، ص ٩٦٥( ش ١٤٧)
[٣]. مجمع الرجال، ج ١، ص ٢٥٦
[٤]. احتمال مذكور، با توجّه به اين نكته است كه نسخههاى اختيار معرفة الرجال، با يكديگر اختلافهاى بسيار دارند
[٥]. خلاصة الأقوال، ص ٣٩٣( ش ١٥٨٢)
[٦]. خلاصة الأقوال، ص ١٠٤( ش ٢٣٧)