بازشناسى منابع اصلى رجال شيعه - رحمان ستايش، محمد كاظم؛ جديدي نژاد، محمد رضا - الصفحة ٤٠٠ - ب جرح بودن يا نبودن«روايت از مشايخ ضعيف»
صدوق در مقدّمه كتاب من لايحضره الفقيه، به اين شيوه قدما اشاره نموده است.[١] ١ هپايى، ٢ قُهپايى در اين باره مىگويد:
پس از تأمّل در شرح حال كشّى، معلوم مىشود كه روايت وى از افراد ضعيف، ايرادى را متوجّه او نمىكند؛ زيرا از شرح حالش چنين برمىآيد كه وى به نقل اخبار، گرچه از افراد ضعيف بودهاند، حريص بوده است.[٢] در سماء المقال نيز پس از نقل و تأييد كلام قُهپايى، اضافه گرديده است:
بسيارى از رجال بزرگ (همانند حسن بن محبوب)، حتّى از افراد بسيار ضعيف، روايت مىكردهاند.[٣] گذشته از اين، روشن نيست كه قدماى اصحاب، روايات افراد مهمل را همرديف روايات افراد ضعيف قرار داده باشند،[٤] حال آن كه گفتيم بسيارى از مشايخ كشّى، مهمل بودهاند و بخش قابل توجّهى از روايات وى، از اين گونه افراد است.
البتّه ابن طاووس، راويان مهمل را در حكم راويان ضعيف قرار داده و به توقّف يا ردّ بسيارى از روايات رجال الكشّى، قائل شده و سبب آن را عدم ذكر نام يا احوال راوى در كتابهاى ديگر، دانسته است.[٥]
[١].« لمأقصد فيه قصد المصنّفين فى إيراد جميع ما رووه».( كتاب من لايحضره الفقيه، ج ١، ص ٣)
[٢]. مجمع الرجال، ج ٦، ص ١٠
[٣]. سماء المقال، ج ١، ص ٧٤
[٤]. ر. ك: قاموس الرجال، ج ١، ص ٣٨
[٥]. ر. ك: التحرير الطاووسى، ص: ١٥، ٥٧، ٧٤، ٨٩، ٣٠٣، ٤٦٧ و ٤٨٤