گلشن اسرار - حسینی طهرانی، سید محمد محسن - الصفحة ٢٦٧ - تعرِیف فلسفه در کتاب الهداِیة
أرنِی الاشِیاء کما هِی» که اشاره به حکمت نظرِی دارد، ِیعنِی خداِیا اشِیاء را آن طورِی که هست به من بنماِیان. و پر واضح است که منظور پِیغمبر اکرم صلِّی الله علِیه و آله و سلّم از «أرنِی الأشِیاء کما هِی» به معناِی ارائه آنها بر حسب ظن و حدس نِیست و ارائه آنها کما هِی علِیها نِیست، بلکه مراد ارائۀ آنها بر اساس واقعِیت اشِیاء مِیباشد، ِیعنِی همان ادراک حقِیقت توحِید و علِیّت واحده و سببِیّت واحده و مؤثّرِیّت واحده و فناء همۀ تعِیّنات در تعِیّن شخصِیّۀ وجودِیّۀ اطلاقِیّۀ بسِیط و هوهوِیّت مِیباشد.
حضرت ابراهِیم علِیه السّلام که مِیفرماِید: (رَبِّ هَبْ لِي حُكْمًا) منظور حضرت ابراهِیم اِین نِیست که تشخِیص مورد ثواب و خطا را در قضاِیاِی شخصِیّه و مرافعات و منازعات به من عناِیت کن تا من بتوانم قاضِی خوبِی باشم و تشخِیص صحِیحِی بدهم. حضرت ابراهِیم اصلاً در مقام دعوا و مرافعه نِیست. (رَبِّ هَبْ لِي حُكْمًا) ِیعنِی به من حکمت عناِیت کن و حقِیقت هستِی را به من بشناسان تا با معرفت واقعِی به اشِیاء نظر کنم و با چشم باطنِی و چشم حقِیقت بِین، تعِینّات را مشاهده کنم. اِین (رَبِّ هَبْ لِي حُكْمًا وَأَلْحِقْنِي بِالصَّالِحِينَ)مِیشود. در اِین صورت است که استعداد براِی لحوق و استعداد براِی وصول به مرتبۀ صالحِین براِی انسان حاصل مِیشود. افراد صالحِین آن افرادِی هستند که براِی آنها حقِیقت توحِید بتمامه و کماله، تجلِی کرده است. “
شنِیدم شخصِی در طهران (الْحَاقَّةُ * مَا الْحَاقَّةُ)[١] را تفسِیر به لحوق مِیکرد و مِیگفت لحوق و الحاق خوب چِیزِی است بروِید ملحق بشوِید.
”حال، خودش مِیگوِید ما نِیازِی به استاد ندارِیم. بعد مِیگوِید الحاق خوب چِیزِی است!! اِین تشوِیقِی که مِیکنِید آِیا منظور همِین استاد است ِیا خِیر؟ شما الآن
[١]ـ سوره الحاقة (٦٩) آِیه ١ و ٢.