گلشن اسرار - حسینی طهرانی، سید محمد محسن - الصفحة ٢٤٤ - مقام صلوح در سفر چهارم براِی سالک محقّق مِیشود
مقام صلوح، ِیک مقامِی است که خِیلِی داراِی سعۀ از انوار و مظاهرِ خداست و در هنگام رجوع از سفر چهارم مِیباشد. در فناء، هِیچ فرقِی نمِیکند. لذا افرادِی که فقط در اسماء، فناء پِیدا کردهاند در حدّ همِین فناء مِیتوانند از ذات؛ خبر بدهند.
تا بارقههاِی جلالِیّه نباشد که به ذات بخورد، نمِیتوانند فناِی اسمائِی پِیدا کنند. صحبت در ملکه شدن است. خِیلِیها هستند که ِیک همچنِین حالاتِ فنائِی به عنوان حال دارند ولِی هنوز، خطراتِی هست. اِین شعر که مِیگوِید: «در ره عشق از آن سوِی فنا صد خطر است[١]» مربوط به اِینجاست، که هنوز فنا جنبۀ ملکه پِیدا نکرده است.
لذا لازمهاش اِین است که نتوانند مانند آن مخلصِین، تمام درجات را طِیّ نماِیند، (سُبْحَانَ اللَّهِ عَمَّا يَصِفُونَ * إِلَّا عِبَادَ اللَّهِ الْمُخْلَصِينَ)[٢] آن کسِی که فناء بالملکه، در اسماء و افعال و ذات پِیدا کرده است؛ قطعاً خدا را مِیتواند آنچنان که هست توصِیف کند. اما آن کسِی که هنوز به آن مرحله، نرسِیده است چون در آستانۀ خطر است و بالأخره شوائب نفسانِی دارد قادر به توصِیف نمودن خدا، نخواهد بود.
البته با اِینکه در حال است ولِی مِیتواند اخبار صحِیح بدهد و احِیاناً شطحِیّات نِیز داشته باشد خلاصه بِین عبور از نفس و بِین رسِیدن به مقام ذات، مراحل بسِیارِی وجود دارد که عبور از نفس، در اواسط راه است.
[١]ـ دِیوان حافظ
|
در ره عشق از آن سوِی فنا صد خطر است |
تا
نگوئِی که چو عمرم به سر آمد رستم |
[٢]ـ سوره الصّافات (٣٧) آِیات ١٥٩ و ١٦٠.