گلشن اسرار - حسینی طهرانی، سید محمد محسن - الصفحة ٩٢ - کلام صدرالمتألّهِین در گذراندن پارهاِی از اوقات عمر در بررسِی نظرات حکماء
وقتِی که آدم در معرض نباشد دِیگر کسِی هم به او توجه نمِیکند و او کار خودش را انجام مِیدهد.
ثم إنِّی قد صرفت قوّتِی «من قوّتم را صرف کردم» فِی سالف الزمان «در زمان گذشته» منذ أوّل الحداثة والرِیعان فِی الفلسفة الإلهِیّة «اول حداثت جوانِی و رَِیَعان، شکوفاِیِی جوانِی در فلسفۀ الهِیّه» بمقدار ما أوتِیت من المقدور «هر مقدارِی که من توانستم» و بلغ الِیه قسطِی من السعِی الموفور «آن مقدارِی که نسِیم از سعِی وفور، اقتضاء مِیکرد من در تعلّم فلسفه الهِیّه گذراندم» واقتفِیت آثار الحکماء السابقِین «و به آثار حکماء سابقِین اکتفا کردم» و الفضلاء اللاحقِین «به دنبال آنها حرکت کردم» مقتبسًا من نتائج خواطرهم و أنظارهم «از نتاِیج خواطر آنها قَبَسِی برگرفتم و از نظرهاِی آنها، نتِیجهاِی اندوختم» مستفِیدًا من أبکار ضمائرهم و أسرارهم «از آن ضمِیرهاِی دست نخورده و اسرار آنها که کسِی به آنها راه نِیافته بود، من از آنها استفاده کردم» و حصّلت ما وجدته فِی کتب الِیونانِیِین و الرؤساء المعلمِین تحصِیلًا ِیختار اللباب من کل باب و ِیجتاز عن التطوِیل و الاطناب «و حاصل کردم، آن مطالبِی را که پِیدا کردم در کتابهاِی ارسطو و افلاطون و امثال ذلک و آن رؤسا، معلمِین مانند ابونصر و ابن سِینا و امثال ذلک، تحصِیلِی که چکِید و مغز هر بابِی را براِی من حاصل مِیکرد و از تطوِیل و اطناب گذشتم» مجتنبًا فِی ذلک طول الأمل «از آرزوهاِی دراز، اجتناب مِیکردم» مع قصر العمل «با اِینکه کارمان کم بود ِیعنِی به دنبال آرزوهاِی دراز و رسِیدن به رِیاسات نمِیرفتم، فقط فکرم در همِین مسائل الهِیه منحصر بود» معرضًا من إسهاب الجدل مع اقتراب الساعة و الأجل «از جدل و طولانِی شدن جدل اعراض مِیکردم با اِینکه ساعت اجل نزدِیک و عمر هم کوتاه بود» طلبًا للجاه الوهمِی «در حالِی که دنبال آن مقام وهمِی بودم، دنبال آنچه که در ذهنم مِیگذشت» وتشوقًا إلِی