گلشن اسرار - حسینی طهرانی، سید محمد محسن - الصفحة ٩١ - کلام صدرالمتألّهِین در گذراندن پارهاِی از اوقات عمر در بررسِی نظرات حکماء
و افکار مردم را متوجه مسائل انحرافِی مِیکنند ولِی همِین قدر که راه باز مِیشود براِی اِینکه ِیک طرح جدِیدِی روِی مسائل گذشته بِیاِید از اِین جهت خوب است.
علاّمه طباطبائِی رضوان الله علِیه ِیکِی از فوائد تمدّن جدِید، منع از صوفِی کشِی است
مرحوم علاّمه طباطباِیِی مِیگفتند: ِیکِی از فاِیدههاِیِی که اِین تمدن جدِید داشت، اِین بود که صوفِیکُشِی را، از اِینجا برداشت.
هر صوفِی که مِیآمد؛ اِین آخوندها، فتواِی به قتلش مِیدادند. مردم هم تبعِیت مِیکردند و عمل مِیکردند، آن آخوند مِیگفت اِین صوفِی، مرتد و کافر است. از فلان جا اعلامِیه صادر مِیشد و اِین ملّت جاهل هم مِیرِیختند و آن بدبخت را مِیکشتند. اِین تمدن آمد و ارتباط بِین مردم و آخوندها را برداشت و اِین ارتباط را سست کرد، ِیعنِی از آن تبعِیت کورکورانه درآورد و جرأت داد. حالا وقتِی که فتواِی به ِیک قتل داده مِیشود، مردم در فکر مِیروند که بروِیم ببِینِیم چگونه است، ِیعنِی آنها هم دست و پاِیشان را جمع مِیکردند که هر چِیزِی را نگوِیند. اگر قرار بر اِین باشد که مردم اِینگونه فکر مِیکنند پس باِید هر چِیزِی را مطرح نکنند. علاّمه مِیگفتند ِیکِی از فوائدش اِین بود. مضرات، خِیلِی داشت ولِی از اِینکه آخوندها بنشِیند و تند و تند، فتوِی به قتل و فتوِی به ارتداد و فتوِی به تکفِیر بدهد. اِین، بهتر است.
لذا مرحوم صدرالمتألّهِین از مسأله تقلِید در اِینجا مِینالد که مردم آن زمان بد و بِیراه مِیگفتند، فحش مِیدادند و تکفِیر مِیکردند و زمام کار به دست ِیک عده جاهل افتاده بود و مردم را به دنبال خودشان مِیکشِیدند. همِین جرِیاناتِی که در گذشته، بر علِیه عرفان و فلسفه بوده است که ملاصدرا مِیگوِید: ما مجبور شدِیم مدتها در ِیک زاوِیهاِی و در ِیک خمولِی، کنج عزلت بگزِینِیم و به رِیاضات و امثال ذلک مشغول باشِیم تا اِینکه خداوند پردههاِیِ حجابهاِیش را، براِی ما کنار بزند و از انوار ملکوت، دل ما را روشن کند. بعد شروع به نوشتن اسفار کردند، ِیعنِی واقعاً صدرالمتألّهِین از دست مردم فرار کرد تا اصلاً کسِی او را نبِیند، چون گفت:
از دل برود هر آنکه از دِیده برفت.