گلشن اسرار - حسینی طهرانی، سید محمد محسن - الصفحة ٤٨ - سعادت حقِیقِی در اتصال به فِیض عالم بالاست
انقطعت السکِینات الالهِیّة عن حوالِیه «چون دِیده مِیشود که هر کدام از کسانِی که به دنبال اِینها رفتند، اِینها فرو رفتند در آنچه که سکِینههاِی الهِی از اطراف آنها قطع شده است»، شما دنبال پول مِیروِید ولِی با اِین پول سکِینه نِیست، اضطراب است، ناراحتِی است، چِک من فردا فلان مِیشود، چه مِیشود. دنبال ِیک زن زِیبا و ِیک جمال مِیروِید، آِی الآن مرِیض مِیشود و چه مِیشود. دنبال ِیک مِلکِی مِیروِید از ِیک باغ کذا، آِی الآن دولت نِیاِید ضبطش کند، آِی الآن دزد نِیاِید مِیوهاش را ببرد.
ِیک بنده خداِیِی مِیگفت در زمان شاه ما ِیک قالِی داشتِیم ِیک مِیلِیون و هفتصد هزار تومان قِیمت داشت. در زمان شاه خِیلِی قِیمت بالاِیِی بود، مِیگفت تمام وزن اِین قالِی سه کِیلو بود. مِیگفت ما اِین را دستمان مِیگرفتِیم و شب که مِیخوابِیدِیم زِیر خودمان مِیانداختِیم، با خودمان در کِیف سرکار مِیبردِیم، ـ اِین چه نعمتِی است که همهاش با اضطراب است ـ همان موقع فروختِیم و ردّش کردِیم.
اِینها همهاش همِین است اصلاً سَکِینات الهِیّه، منقطع از اطرافش است چون اصلاً سکِینه در اِینجا وجود ندارد.
و امتنعت المعارف الربوبِیّة عن الحلول فِیه «ممتنع است که معارف ربوبِیّه در اِینها حلول کند»، معارف ربوبِیّه اِین جاها نِیست. جاهاِی دِیگر است و در اِین لذّات پِیدا نمِیشود در جاهاِی دِیگر پِیدا مِیشود وتعذَّر علِیه إخلاص النِیّة الإلهِیّة الصادرة عن حاّق الجوهر النطقِی «و متعذر است بر اِین انسان که نِیت الهِیهاش را خالص کند، عزم و نِیت و باطن خودش را خالص کند که آن عزم و نِیّت از حاق جوهر نطقِی او صادر مِیشود»، آن جوهرِی که جنبۀ ربطِی با حق دارد، نه آن جنبهاِی که ارتباط خلقِی دارد، آن نِیّت و آن اهتمام و آن همّت و آن عزم و آن اخلاص و آن صفاِی در عمل و التزام باطن، اصلاً با اِین مسائل نمِیسازد، تمام اِینها توأم با مشوبات نفسانِی و افکار نفسانِی است.
سعادت حقِیقِی در اتصال به فِیض عالم بالاست
من غِیر معاوقة همّة دنِیاوِیّة «بدون اِینکه همت دنِیاِیِی با آن اخلاص نِیّت