گلشن اسرار - حسینی طهرانی، سید محمد محسن - الصفحة ٣٧ - خِیلِی از مسائلِی را که ابن سِینا مطرح کرده واقعِی بوده
ارتزاق کرد مِیفهمد که دِین، دِینِ واحد است. البته وحدتش به چه نحو است و چه خصوصِیاتِی دارد مورد بحث است؟ ولِی بالأخره، حقِیقت دِین براِیش منکشف مِیشود و خودش، نَفس پِیغمبر مِیشود. پِیغمبر دِیگر اشتباه نمِیکند که امروز ِیک فتوِی بدهد و فردا از فتواِیش دست بردارد و بگوِید اشتباه کردم. ممکن است در ناسخ و منسوخ، امروز ِیک حرفِی بزند و فردا ِیک حرف دِیگر بزند. عارف هم اِین حرف را نمِیزند که بگوِید من آن مطلبِی را که آن دفعه براِیتان نقل کردم از مکاشفه آسمان ششم و هفتم بوده و آن اشتباه بوده است و الآن براِیم کشف شده که چنِین چِیزِی آنجا نبوده است. اِین حرف را نمِیتواند بزند. بله، مِیتواند بگوِید من دِیروز در اِین مرحله بودم الآن در مرحلهاِی غِیر از آن مرحله هستم اِین را مِیتواند بگوِید. سِِیر اصلاً همهاش در حال پاِیِین و بالاِیِی هست و همهاش مراتب دارد. در اِین سِیر بالا مِیرود و بعد دوباره پاِیِین برمِیگردد و در آنجا به دقت مِیبِیند، چون ممکن است در هنگام سِیر، عبورِی و گذرِی باشد اِینقدر اِینجا مسائلِی هست إلِی ما شاء الله. لذا حِیثِیّت تعقّل ِیکِی از مراتب نَفس است با خود نَفس تفاوت پِیدا مِیکند. نَفس داراِی حِیثِیات متفاوت است؛ حِیثِیت تعقلِی دارد، حِیثِیت شهودِی دارد، حِیثِیت عطوفتِی دارد، حِیثِیّت احساسِی دارد، حِیثِیّت شهوانِی دارد، حِیثِیّات مختلف دارد که ِیکِی از آنها عقل است.
خِیلِی از مسائلِی را که ابن سِینا مطرح کرده واقعِی بوده
سؤال: ”اگر شبسترِی نرسِیده بود چطور اِین حرفها را مِیزد؟“
جواب: “اولاً نمِیتوانِیم بگوئِیم نرسِیده بود ولِی همِینطور که بِیان شد، قضِیّه اِینطور نِیست که انسان در مرحلۀ تعقل نتواند به مبانِی عرفا و مبانِی اولِیاء برسد، البته ما مِیتوانِیم بگوِیِیم که آن افاضات الهِیه بر نَفس، گرچه به صورت معنِی، نه به صورت ظاهر و مکاشفه و بدون اِینکه خود انسان هم متوجه باشد، ِیعنِی شاعرِ به اِین مسائل باشد آن افاضات، در توجه ذهن به ِیک اتجاه خاص خِیلِی نقش دارد. لذا شما مِیبِینِید خِیلِی از مسائلِی که ابنسِینا در اشارات و در کتب دِیگر