گلشن اسرار - حسینی طهرانی، سید محمد محسن - الصفحة ٢٩١ - تفسِیر آِیاتِی از سوره «التِیّن»
و اِین آِیه قرآن که مِیفرماِید: (ثُمَّ نُنَجِّي الَّذِينَ اتَّقَوْا وَنَذَرُ الظَّالِمِينَ فِيهَا جِثِيًّا)[١] مربوط به عالم اهواء و خِیالات و تخِیلات است که آن جهنم است دِیگر. که اِین هم همِین معنا است و هِیچ فرقِی نمِیکند. عالم ماده خودش از آثار وجودِی پروردگار مِیشود. و جنبۀ تجرد را در او مِیتوانِیم پِیاده کنِیم و به عبارت دِیگر مگر احاطه خداوند متعال بر ماده، کمتر از احاطه تجردِی است؟ چه فرق مِیکند، هر دو در تحت قدرت و سِیطرۀ پروردگار است. چه مجردات و چه ماده. پس چرا ما ماده را اسفل سافلِین بنامِیم؟ به خاطر اِینکه اِینها حاجب است؟! نخِیر!! دِید انسان است که حاجب است. و اِین که گفته شده (مَلِكِ يَوْمِ الدِّينِ)[٢] به آن جهت مِیگوِیند که در آنجا چشمها باز مِیشود. در صورتِی که اِینجا هم خداوند (مَلِكِ يَوْمِ الدِّينِ) است. ولِی ما به خاطر اِین پردهها و حجابها در اِین دنِیا نمِیتوانِیم درک کنِیم؛ اِین مطلب صحِیح است ولِی اثبات شِیء نفِی ماعدا نمِیکند، ِیعنِی اِین به علتِ نظر و دِید غِیر صحِیحِ انسان است نه به خاطر خود عالم ماده! لذا اِینکه فرموده (مَلِكِ يَوْمِ الدِّينِ) نه اِینکه در اِینجا (مَلِكِ) نِیست، بلکه به علت اِین دِیدِ غلط و حجاب و پردۀ تعلق به ماده، از ما مخفِی مِیماند. اما در قِیامت منکشف مِیشود. حتِی اگر مشاهدۀ جمال پِیغمبر صلِّی الله علِیه و آله و سلّم براِی ما حجاب و مانع از رسِیدن به خدا بشود، خود پِیغمبر اسفل السافلِین نمِیشود، بلکه آن دِید را باِید تصحِیح نمود. آن دِید اسفل السافلِین است. و اِینکه حجابها را تقسِیم نمودهاند به حجابهاِی ظلمانِی و نورانِی ِیعنِی: حجاب تعلّق به امور دنِیا و حجابِ تعلق به امور عقبِی.
”و خلاصه هر چه که موجب مِیشود که انسان از اتّکا به معبود انصراف و اتکا به تعِینات پِیدا کند اِین عالم دنِیا و اظلم العوالم مِیشود. حتِی اگر شما فلسفه را
[١]ـ سوره مرِیم (١٩) آِیۀ ٧٢.
[٢]ـ سوره الحمد (١) آِیه ٣.