گلشن اسرار - حسینی طهرانی، سید محمد محسن - الصفحة ٢٨٦ - اشکال به ملاصدرا که عالم ماده و جسمانِیات را ظلمت مِیدانند
جهات، در ماده دور مِیزند. خوردن، خوابِیدن اطفاء شهوت، جمع مال و کثرات، همه و همه، در حول و حوش ماده است. از اِین نقطه نظر تعبِیر به بدن آوردهاند، ِیعنِی بدن در اِینجا اشاره به آن جنبههاِیِی است که آن جنبهها انسان را در عالم ماده و دنِیا نگه مِیدارد.
اشکال به ملاصدرا که عالم ماده و جسمانِیات را ظلمت مِیدانند
”مسألهاِی هست که در عبارت اِیشان بعداً خواهد آمد و اشکالِی هم دارد؛ و آن مسأله اِین است که: بسِیارِی از بزرگان، جسم و جسمانِیّات را اظلمالعوالم مِیپندارند[١] و نهِیِی که درباره احتراز از دنِیا و مذمّتِی که از دنِیا و امثالش شده است را، به همِین جهات جسمِی و مادِی عالم کون و فساد متعلق مِیکردند. در حالِی که جسم و ماده مرتبۀ نازلۀ براِی وجود و براِی حقِیقت وجود است و ظلمت در اِینجا اصلاً معنا ندارد به جهت اِین که:
اصل وجود، خِیر محض است و از خِیر محض، شر نمِیتواند تراوش پِیدا کند و ظاهر شود و آن خِیر محض، در اطوار مختلفهاِی بروز و ظهور پِیدا مِیکند آن
[١]ـ اصطلاح أظلم العوالم در عبارات فلاسفه و عرفاء به عالم ماده اطلاق مِیشود که از جهت سعۀ وجودِی، درمرتبۀ دنِیا نسبت به عوالم ربوبِی قرار دارد و از آنجا که حِیثِیّت امکانِیّه و ماهوِیۀ آن نسبت به ساِیر عوالم مجرّده غلبه دارد و ماهِیت، مثار کثرت و ظلمت است و در مقابل وجود که جنبۀ وحدت و نور در آن فعلِیّت دارد، لذا هر چه قوالبِ موجودۀ عِینِی در عوالم مترتبۀ از مبدأ وجود، فاصله بگِیرد جهت امکانِی و ماهِیتِی آن اشتداد پِیدا نموده و ظلمت امکانِی در آن تقوِیت مِیشود و بدِین جهت به عالم مادّه أظلم العوالم اطلاق مِیشود، ولِی با توجه به مطالب مذکوره در متن و اِینکه لازمۀ عالم مادّه گرچه محدودِیت بِیشتر وجودِی را در جوهرۀ خوِیش نسبت به عوالم علِّی، دارا است ولِی به هر جهت از نور وجود برخوردار است وتقابل نور و ظلمت تقابل تضادّ بلکه به تناقض اشبه است و لذا اِین اطلاق از نظر فنِّی موجّه نمِینماِید. بلِی از آنجا که ارتباط عالم ماده با ملأ أعلِی و مبدأ وجود به جهت حِیثِیت مادِّی بودن در ابهام بِیشترِی نسبت به ساِیر عوالم قرار دارد مِیتوان اِین اطلاق را تا حدودِی توجِیه نمود چنانچه عرب، به أمر مشتبه و غِیر واضح مُظلَم، اطلاق مِیکنند.