گلشن اسرار - حسینی طهرانی، سید محمد محسن - الصفحة ٢٨٥ - جلسه پانزدهم بحثِی در حقِیقت عالم جسم و جسمانِیّات
بسم الله الرّحمن الرّحِیم
و اما العملِیة فثمرتها مباشرة عمل الخِیر لتحصِیل الهِیئة الاستعلائِیّة للنفس علِی البدن «ثمرۀ حکمت عملِی و نتِیجهاش اِین است که انسان به عمل خِیر مباشرت داشته و ملتزم بشود» به چه جهت؟ و به چه غاِیت؟ «به جهت اِین که نفس داراِی ِیک قدرت و قوّتِی ما فوق قدرت و قوّت بدنِی بشود و احاطه بر بدن پِیدا کرده وآن را در اختِیار خود بگِیرد. قاهر بر بدن باشد نه مقهور بدن» و الهِیئة الانقِیادِیّة الانقهارِیّة للبدن من النفس «ِیعنِی جنبۀ انفعال و تأثّر از نفس براِی بدن پِیدا شود» بدن از آن سرکشِی خودش بِیرون بِیاِید و مقهور نفس شود.
نکتهاِی اِینجا وجود دارد و آن اِین است که: بدن از خود هِیچگونه اختِیارِی ندارد و هر چه هست نفس است و در اِینجا بِین صغِیر و کبِیر، بِین صالح و طالح، بِین مؤمن و فاسق، هِیچ فرقِی نمِیکند. و در اِینجا منظور اِین است که تعلّقاتِی که عارض بر بدن مِیشود، ِیعنِی بدن را در اِینجا ِیک جنبۀ عالم ماده گرفتهاند و نفسِی که متعلِّق به عالم ماده بشود آن نفس، نفسِی است که مقهور ماده است، ِیعنِی مقهور دنِیا و مقهور اعراض و لوازم دنِیا مِیشود که به خوردن و خوابِیدن و اطفاء شهوات و منازعه و تکاثر در اموال و اولاد و به طور کلِی توغّل بر مشتهِیّات نفسانِی رجوع مِیکند. چون اِین تعلقات هِیچ ارتباطِی با جنبۀ معنا و تجرد ندارد و تمام اِین