گلشن اسرار - حسینی طهرانی، سید محمد محسن - الصفحة ٢٧٣ - توضِیح و تقرِیرِی دِیگر از حکمت نظرِی و عملِی
تخِیلات ما بر مِیگردد نه اِینکه ارتباط به او، داشته باشد، اشاره به همِین قضِیه است.
انسان در هر مرحلهاِی که باشد، مِیگوِید خدا اِین است. بگوِید اِین را که الآن مِیپرستم، اِینگونه است، نگو خدا اِین است. ممکن است بالاتر از اِین هم باشد و من اطلاع نداشته باشم. زِیرا چون شما الآن در اِین مرحله هستِید به اِین صورت مشاهده مِیکنِید ولِی اگر بالاتر بروِید به گونۀ عمِیقتر ادراک مِیکنِید. لِیکن اگر آمدِید ادراک همان مرحله را مُخبَر عنه، قرار دادِی اشتباه خواهِی کرد. زِیرا مرتبۀ بالاتر را درک نکردهاِید. لذا حتِی اگر مطالبِی را، راجع به ادراکش نوشته باشد فوراً از بِین مِیبرد تا آبروِیش نرود. ولِی در همان مرحله، اگر بِیاِید خبر بدهد مِیبِینِیم صحِیح است. اگر بِیاِید بگوِید خدا را در اِین مظاهر دِیدم به اِین کِیفِیّت بود و به اِین نحو، جلوه کرده بود اشکالِی ندارد، چون همِینطور هست.
حکم عبارت است از رسِیدن به واقعِیّت اشِیاء در هر مرتبه، و چون عالم وجود داراِی مراتب بِینهاِیتِی هست، لذا انسان به هر مرتبهاِی که برسد به همان مقدار از حکم و حقِیقت وجود را، ادراک کرده است.
براِی تقرِیب مطلب، مثالِی عرض مِیکنِیم. اگر ِیک مقدار عسل را بخواهِید در ظرف گرمِی حلّ کنِید اِین عسلِ سفت، سرِیع تبدِیل به ماِیع نمِیشود بلکه ابتداء شروع به نرم شدن مِیکند و کم کم سنخِیّت، با مِیعان آب پِیدا مِیکند. در هر مرحله به مقدارِی که نرم شده و سنخِیّت پِیدا کرده است آثار و کمال آب، در آن رسوخ و نفوذ پِیدا مِیکند تا هنگامِی که کاملاً ماهِیّت خود را از دست بدهد و اِین هنگامِی است که دِیگر هوِیّت و تشخّصِی از عسل باقِی نماند در اِین صورت وقتِی نظر مِیاندازِید فقط ماِیعِی را با رنگ مخصوص مشاهده مِیکنِید. و اِین را هم به شما بگوِیم تا ما اِینگونه نشوِیم طَرفِی نمِیبندِیم.
توضِیح و تقرِیرِی دِیگر از حکمت نظرِی و عملِی
اِین مربوط به حکمت نظرِی بود. بعداً اِیشان مِیفرماِیند: حکمت دِیگرِی