گلشن اسرار - حسینی طهرانی، سید محمد محسن - الصفحة ٢٣٩ - براِی قضاوت و تربِیت افراد انسان باِید خود را به جاِی آنها بگذارد
موقع انسان باِید انجام بدهد، نه اِینکه من باب مثال، رهاِیش کن. اِین لباس را هم ندهِید ما ِیک قبا، در طول سال مِیپوشِیم و کفاِیت مِیکند. زن داراِی ِیک محدودۀ فکرِی و سعۀ فکرِی است و انسان باِید بر طبق آن سعۀ فکرِی عمل کند، منتهِی تربِیت باِید تربِیت صحِیح باشد. حالا اگر شما آن حالت طفولِیّت، در نظرتان باشد، حالت کنونِی خود را هم، احساس کنِید که در چه افقِی هستِید، علم حضورِی را کاملاً ادراک مِیکنِید. اِین تحوّلِی که در شما پِیدا شده است به واسطۀ مرور زمان و به واسطۀ تجربِیّاتِی است که براِیتان پِیدا شده است و ِیک دگرگونِی در شما اِیجاد کرده است. اسم آن دگرگونِی را ما، علم حضورِی مِیگذارِیم که از آن دگرگونِی آثار و عوارض و بروزات و ظهورات نشأت مِیگِیرد. ِیک کودک دو ساله است اگر در اِین اطاق خطائِی کند کسِی به او نمِیخندد و مِیگوِیند بچه است؛ اما اگر شما بِیاِیِید در ِیک مجلس عمومِی همان اشتباه را مرتکب شوِید مِیگوِیند: دِیوانه است. چرا؟ چون شما نمِیتوانِید بگوِیِید من دو ساله هستم. به بچۀ دو ساله کسِی اعتناء نمِیکند چون بچه است. اما اگر شما فرض کنِید ِیک کمِی تغِیِیر در ابرو و چشمتان بدهِید، جلب توجّه مِیکنِید. به مقتضاِی علم حضورِی، آثار و ظهورات و بروزات با طفولِیّت تفاوت پِیدا مِیکند و به مقتضاِی اِین علم حضورِی، توقّعات مردم با انسان تنظِیم مِیشود. لذا اگر از شما سؤال کنند چرا مانند آن طفل عمل نمِیکنِید؟ با تعجب انکار خواهِید کرد. چون خواهِی نخواهِی شؤوناتِی را در خود احساس مِیکنِید که نمِیتوانِید مرتکب خطا شوِید. اِین، علم حضورِی مِیشود.
همِین مسأله در خداوند نِیز هست. همه موجودات در ذات خدا، منطوِی هستند. در حالِی که خدا اشرف و علّت براِی همه موجودات است. و وجود همه وجودات را، در وجود خود به علم حضورِی مِیبِیند، ِیعنِی خودش را علت مِیبِیند. نه اِینکه اشراف داشته باشد و از طرف دِیگر و با احاطۀ دِیگرِی اشراف داشته باشد و ببِیند آن طورِی که زنادقۀ از علماِی شِیعه، اِینگونه ترسِیم کردهاند و «ان الله خِلوٌ