گلشن اسرار - حسینی طهرانی، سید محمد محسن - الصفحة ٢٣٦ - علم حضورِی عبارت است از حضور الشِیء عند النفس
پِیغمبر به پروردگار عرض مِیکند، خداِیا به ما عناِیت کن و اشِیاء را آن طورِی که هستند به من نشان بده، ِیعنِی مرا، متصّل به حقِیقت وجود بگردان. آن موقع دِیگر من هر کسِی را آن طورِی که هست مِیبِینم نه آن طورِی که براِی من نقل مِیشود و نه آن طورِی که در کتابها بنوِیسند و نه آن طورِی که دِیگران براِی من بگوِیند ـ آنگونه که فاِیده ندارد ـ آن طورِی که هست، ِیعنِی کما هو علِیه، همانطور و بر آن ماهِیتِی که او هست و بر آن هوِیّتِی که او دارد. من او را به اِین کِیفِیّت مِیبِینم، اِین حکمت مِیشود.
ـ البته لازمۀ هوهوِیت اِین مسأله، ولاِیت خواهد بود. و اِین همان علم حضورِی است.“
علم حضورِی عبارت است از حضور الشِیء عند النفس
علم حضورِی وجود است و عبارت است از حضور شِیء، عند النفس نه اِینکه علم به حضور آن شِیء عند النفس.
اگر الآن غذاِیِی جلوِی شما بگذارند، شما هم گرسنه هستِید و مِیخواهِید اِین غذا را بخورِید. کمِی استشمام مِیکنِید مِیبِینِید که اِین غذا فاسد است. مِیگوئِید نه! من نمِیخورم، سلامت و صحّت را در نظر مِیگِیرِید. و چون اِین غذا را، مخالف با صحّت و عافِیت خود تلقِی مِیکنِید از آن اعراض مِیکنِید. اِینکه وجود خودتان را، در نظر گرفتِید آِیا با خودتان فکر کردِید من هستم، من زنده هستم؟ اِین که نبوده است. همِین قدر وجود شما در نفس شما عبارت است از علم حضورِی. بله، آن استنباطِی که بعد مِیکنِید، اِین غذا را نمِیخورم چون با وجود من و با صحت من ناسازگار است. اِین را، علمِ به علم مِیگوِیند. اِین علم حضورِی نِیست، بلکه مرتبه مادون علم حضورِی است. علم حضورِی منشأ و علت براِی علم به علم است. اوّل علم است، بعد علم به علم پِیدا مِیشود. در خِیلِی موارد ما علم به علم ندارِیم، ما فقط علم دارِیم اگر علم نداشتِیم، اقدام مِیکردِیم. چرا شما اقدام نمِیکنِید چون آن علم نمِیگذارد که شما نسبت به اِین قضِیّه اقدام کنِید. آن علم باعث مِیشود که