گلشن اسرار - حسینی طهرانی، سید محمد محسن - الصفحة ٢٢٥ - سفر سوم و چهارم و خصوصِیات آنها
جمالِیّه در اِین سفر است همه بِیان مِیشود. در اِین سفر دوم از اسفار، نظرِی و تفکرِی و عقلِی بِیان مِیشود.
سفر سوم و چهارم و خصوصِیات آنها
سفر سوم: که «من الحق إلِی الخلق بالحق» است و آن عبارت از تغِیِیر ماهوِی و تغِیِیر جوهرِی است که به واسطه اندکاک انِیّت سالک، در انِیّت پروردگار براِی او پِیدا مِیشود و به واسطۀ اِین جهت، قابلِیّت مقام رجوع به حقّ را پِیدا مِیکند و ظهور صفات و اسماء الهِیّه در نفس خودش پِیدا مِیشود و لذا همراه با حق، پاِیِین مِیآِید و به عالم کثرت تنازل پِیدا مِیکند و براِی او ادراک کثرات و مقام جمع الجمعِی پِیدا مِیشود. البته در اِین سفر خصوصِیّات نفس و معاد و بازگشتش و حالاتش و صفاتش و تمام اِینها براِی انسان منکشف مِیشود.
سفر چهارم: که براِی سالک بعد از نزول من الحق الِی الخلق پِیدا مِیشود عبارت است از سِیر «من الحق فِی الخلق بالحقّ»، ِیعنِی در خلق سِیر مِیکند. اِین سفر، همانطورِی که عرض کردم لاِیتناهِی است، ِیعنِی مشاهدات صفات جمالِیّه و جلالِیّه پروردگار در تمام تعِیّنات جزئِیّه و تعِینّات کلِیّه است. اِین آخرِین مرتبۀ کمالِیّه براِی اوست. لذا اِین اسفار در اِینجا تمام مِیشود.
کِیفِیّت اسفار أربعه به نظر صدرالمتألّهِین
الأسفار الاربعة:
و اعلم، انّ للسلاک من العرفاء و الأولِیاء أسفارًا اربعة «و بدان که سالکِین از عرفا و اولِیاء چهار سفر در پِیش دارند» أحدها السفر من الخلق إلِی الحق «اول: سفر از خلق است به حق» و ثانِیها السفر بالحق فِی الحق «دوم: بالحق است در خود حق» و السفر الثالث ِیقابل الاول لانه من الحق الِی الخلق بالحق «سوم: مقابل اول است چون از حق است به خلق، لکن حق با اوست» والرابع ِیقابل الثانِی من وجهٍ لانه بالحق فِی الخلق «چهارم: مقابل دوم است از ِیک جهت، و آن بالحق فِی الخلق است ِیعنِی همِیشه حق در اِین سفر، همراه اوست.»