گلشن اسرار - حسینی طهرانی، سید محمد محسن - الصفحة ٢٢١ - امتحانات عجِیب خداوند از اولِیاء خودش
که داراِی فکر و تعقّل هستند. لذا سلمان وقتِی خدمت پِیغمبر اسلام صلِّی الله علِیه و آله آمد، همِین که نگاه به پِیغمبر کرد تسلِیم شد. از حضرت معجزه نخواست، پِیغمبر براِی اِین عربها معجزه آورد. براِی برخِی؛ سوسمار را به شهادت در آوردند، براِی دِیگرِی درخت را به شهادت واداشتند و انشقاق قمر کردند. همه اِینها براِی عوام است. و الا اگر شخص عاقلِی بِیاِید و واقعاً ِیک نگاه به قامت پِیغمبر و به راه رفتن پِیغمبر و خصوصِیاتش بِیندازد، اصلاً نِیازِی به معجزه ندارد و اثرات وضعِی همِین ورود جذبات و بارقههاِی جلال و جمال، و اِینکه او در چه مرحله و در چه رتبهاِی هست را، احساس مِیکند.
امتحانات عجِیب خداوند از اولِیاء خودش
انبِیاء گذشته مقامات بسِیارِی را طِی کردند؛ حضرت موسِی وقتِی که عصا را اژدها مِیکرد دعا نمِیکرد. واقعاً نفس او بود که اِین کار را انجام مِیداد. نه اِینکه دعا کند خداِیا بِیا و اِین کار را بکن، خدا بگذار آبروِیمان جلوِی اِین سَحَره نرود. مگر در مورد پِیغمبر اسلام صلِّی الله علِیه و آله و سلّم ندارِیم که در جواب سؤال کنندهاِی فرمود: فردا جوابت را مِیدهم، ولِی انشاء الله نگفت! چهل روز وحِی قطع شد! که چرا انشاء الله نگفتِی؟! خدا مِیخواهد بگوِید در مقام عزّت و غِیرتِ من، هِیچکس تفاوت نمِیکند ابداً. پِیغمبر و غِیر پِیغمبرش ِیکِی است، حتِی با ِیک مورچه فرق نمِیکند. چون مقام عزّت اختصاص به من دارد و منشأ عزّت، من هستم نه غِیر من، در اِینجا ِیک سر سوزن فاصله گرفتن شرک است و اِینجاست که بدن انسان مِیلرزد، ِیعنِی بند، از بندِ آدم جدا مِیشود و هِیچ کار نمِیتواند بکند و همِینطور مِیماند، ِیعنِی چنان خدا همِین اولِیاء خودش را، بعضِی وقتها متوقف مِیدارد که انسان در تحِیّر مِیماند. و همۀ اِینها عبور از ِیک سرِی مراحل است.
ما به حالات مرحوم آقا که نگاه مِیکردِیم مِیدِیدِیم در همِین اواخر ِیک مسائلِی بر اِیشان پِیدا مِیشد که همه اِینها انکشاف ِیک عوالم و مسائل