گلشن اسرار - حسینی طهرانی، سید محمد محسن - الصفحة ٢٢٠ - معجزات ظاهرِیّه براِی عوام است نه افرادِی که داراِی فکر و تعقّل هستند
پِیچِیده است آنقدر مسائل و عوالم اِینجا هست که اصلاً انسان گِیج مِیشود و رسِیدن به مقام عرفان و به مقام حقِیقت به آن سادگِی که تصور مِیشود نِیست. شما تذکرۀ عرفا را نگاه کنِید چند تا کامل در اِینها پِیدا مِیکنِید.
شِیخ ابو الحسن خرقانِی، شِیخ ابو سعِید ابوالخِیر، شِیخ احمد خضروِیّه، سَرِیّ سَقَطِی، جُنِید بغدادِی، حافظ، مولانا، شهاب الدِّین سُهروردِی، جولا و ... الِی ماشاء الله، همه اِینها داراِی کرامات، و خصوصِیات بودهاند. امّا مگر به ِیک حمد خواندن و شفا پِیدا کردن و ِیا به ِیک تصرف کردن، شخص ولِی شده و به مقام ولاِیت مِیرسد؟! من افرادِی را در زمان گذشته مِیشناختم که اِینها مرده زنده مِیکردند، قدرت بر احِیاء داشتند، قدرت بر تغِیِیر امور و... داشتند ولِی بعداً همِینها منقلب شدند و مسائل زِیادِی براِی اِینها پِیش آمد.
”اما در اِین زمان اگر کسِی ِیک حمد مِیخواند و شفا مِیدهد، ِیا اطلاع دارد بر اِینکه فردا چه اتفاقِی مِیافتد و ....، عوام مِیگوِیند او، از اولِیاء است. غافل از اِینکه اِینها، مسائل پِیش پا افتاده و اوّلِیّه است. اصلاً همِین کارها باعث مِیشود که انسان بداند اِین بندۀ خدا که الآن اِین کار را انجام مِیدهد، هنوز خِیلِی گِیر دارد. چون اگر کامل بود اِین کارها را نمِیکرد.
فرزند آقاِی حدّاد جلوِی چشمش پرپر زد، همِینطور آقاِی حداد اِیستاده و نگاه مِیکرد و کار خارق العادهاِی انجام نداد. اگر مشِیّت خدا بر صحّت باشد آن موقع؛ ِیکِی پِیدا مِیشود و خدا به قلبش مِیاندازد که ِیک حمد بخواند و او شفا پِیدا کند. اما گاهِی اوقات مصلحت خدا بر اِین قضاِیا نِیست، ِیعنِی مصلحت بر عافِیّت است و عافِیت باِید به موت حاصل شود.“
معجزات ظاهرِیّه براِی عوام است نه افرادِی که داراِی فکر و تعقّل هستند
در اِین صورت مگر انسان مِیتواند هر کارِی انجام بدهد؟! مگر مِیتواند هر کارِی دلش مِیخواهد بکند؟! حضرت موسِی من باب مثال ِیک عصاِیِی را اژدها کرد. اِین عصا اژدها کردن و اِین معجزات ظاهرِیّه براِی عوام است، نه براِی افرادِی