گلشن اسرار - حسینی طهرانی، سید محمد محسن - الصفحة ٢١٩ - مراتب مختلف کمال در انبِیاء و عرفا و علامت عارف کامل
فردِی که کامل نشده است، به اندازۀ سعۀ خودش مِیتواند بر بعضِی مراتب دلالت کند، اما نه به همۀ مراتب. او نمِیتواند همه کمالات انسانِی که در مرحله قوّه و استعداد است را به فعلِیّت برساند. از اِینجا ما به اِین نکته مِیرسِیم که جامعه و فرد نِیاز به ولِیّ مطلقِی، ـ کسِی که به مقام اطلاق رسِیده باشد ـ دارند که عبارت است از حضرت بقِیة الله صلوات الله علِیه، که توسط آن حضرت، افرادِی که در تحت ولاِیت آن حضرت هستند متصدِیِ اِین مسائل خواهند بود. اِین راهِی است که ما به اِین وسِیله، مِیتوانِیم بِین سلوک الِی الله در باطن، و بِین سلوک شرع در مقام ظاهر و بِین سلوک نظرِیِ علمِی و نظرِی در مقام تعقّل و تفکّر، در ِیک خط جمع کنِیم. که اِین سلوکِ باطن بدون تعبّد به شرع و بدون تعبد به آن مسائل حقِیقِی و اعتبارِی امکان ندارد. لذا رواِیاتِی دارِیم که اگر کسِی واقعاً در مقام خلوص و جهد و در مقام وصول به اِین مرحله باشد از او دستگِیرِی مِیشود، و خداِی متعال واسطهاِی را در سر راه او قرار مِیدهد تا او را به مطلوب حقِیقِی خودش برساند و از دست افرادِ عوام فرِیب و علماء سوء و آنهاِیِی که مخلّ و صادّ از طرِیق الِی الله هستند آنها را بِیرون آورده و نجات دهد. به شرط اِینکه در ادعاِی خودش صادق باشد.
مراتب مختلف کمال در انبِیاء و عرفا و علامت عارف کامل
از اِین نقطه نظر، سفر اول براِی انسان، رسِیدن به وجود و هستِی مطلق است. اما نسبت به انبِیاء و مقربِین گذشته، در مورد آنها مقول به تشکِیک است. اگر چه برخِی به هستِی مطلق نرسِیدهاند. لذا مراتب قرب، متفاوت است و آن مراتب قرب، مقدار اکتشاف واقع است. مصداق بارز آن؛ حضرت أمِیرالمؤمنِین علِیهالسّلام هستند که طبق رواِیات از پِیامبر اکرم صلِّی الله علِیه و آله و سلّم، هِیچ صفتِی براِی مؤمنِین نِیامده است مگر اِینکه، ِیا علِی تو امِیر آن صفات هستِی؛ اگر تقوِی آمده امِیرِ اتقِیاء هستِی اگر صلوح آمده امِیرِ صلحاء هستِی، امِیرِ اولِیاء هستِی، امِیرِ مؤمنان هستِی اِینها همه هست. و لکن مقرّبِین تفاوت دارند و انکشاف مسائل واقعِی، بسِیار زِیاد و