گلشن اسرار - حسینی طهرانی، سید محمد محسن - الصفحة ٢١٣ - پِیغام آِیه الله بروجردِی به علاّمه طباطبائِی، نسبت به تدرِیس فلسفه وجواب علاّمه، رضوان الله علِیهما
سالک قبل از رسِیدن به مقصد در سفر اول بالاجمال احاطۀ علمِی بر خودش مِیبِیند، بالاجمال قدرت را مِیبِیند و به عنوان حدود اسمائِی و صفاتِی نمِیبِیند.
فناء ذاتِی هست و به تناسب او، اِین حالات را، خواهِی نخواهِی متبدّل مِیکند و به آن مرتبۀ کمال از او نمِیرسد، همِین قدر تجلِّی اسم اعظم بر او مِیشود، تجلِّی اسم قادر بر او مِیشود که او را در خودش فانِی مِیکند، مِیفهمد که قادرِی هست که همه را گرفته اما اِینکه به خصوصِیّت آن قدرت برسد و اِینکه به چه نحو است باِید همراه خودِ ذات، نگاه کند نباِید غرِیبانه نگاه کند، باِید داخل در بِیت بِیاِید و بعد به آنچه که در بِیت مِیگذرد نگاه کند.
پِیغام آِیه الله بروجردِی بهعلاّمه طباطبائِی، نسبت بهتدرِیس فلسفه وجواب علاّمه، رضواناللهعلِیهما
مرحوم آقا فرمودند: من از مرحوم آقاِی الهِی قمشهاِی شنِیده بودم که آقاِی بروجردِی، پِیغام فرستاد براِی علاّمه طباطباِیِی که اِین افرادِی که مِیآِیند پِیش ما و وجوهات حساب مِیکنند، به شرط صرف وجوهات در علوم اهل بِیت و فقه مِیآِیند. بنابراِین پرداخت وجوهات به افرادِی که در فلسفه شرکت مِیکنند اشکال شرعِی دارد. مرحوم علاّمه طباطباِیِی به اِیشان گفتند که آنهاِیِی که مِیآِیند خمس حساب مِیکنند آِیا مجتهد هستند ِیا مقلد؟ اگر مقلدند؛ غلط مِیکنند براِی مجتهد حکم تعِیِین کنند. مجتهد خودش مِیداند در چه موردِی صرف کند، ثانِیاً مگر اِین علوم فلسفه، جزو علوم اهلبِیت نِیست. اِین رواِیتِی که در توحِید صدوق آمده و در نهج البلاغه آمده است مگر غِیر از فلسفه است و غِیر از چِیزهاِیِی است که در فلسفه اثبات مِیشود. اثبات بساطة الوجود، اثبات اصالة الوجود، عِینِیّت صفات، حالا ِیا عِینِیت صفات با ذات، اثبات وحدت و واجب الوجود که از راه آثار و دلِیل و علم هست، اِینها همه علوم اهل بِیت است که در قرآن است. (لَوْ كَانَ فِيهِمَا آلِهَةٌ إِلَّا اللَّهُ لَفَسَدَتَا)[١] اِین برهان نظم است که ما در فلسفه اثبات مِیکنِیم.
اِین برهان إنّ است ِیا لمّ است که ما در اِینجا اثبات مِیکنِیم؟ اِینها همهاش
[١]ـ سوره الأنبِیاء (٢١) صدر آِیه ٢٢.