گلشن اسرار - حسینی طهرانی، سید محمد محسن - الصفحة ٢١٠ - معاد جسمانِی با همِین بدن مادِی
قضِیه اولِیّه شد، گر چه براِی دِیگران ممکن است نباشد مگر ما موظف هستِیم که بر آنچه که براِی دِیگران بدِیهِی است پاِیههاِی برهانِی را بگذارِیم؟ حکِیم بر اساس ذهنِیّات خودش بدِیهِیّات و اوّلِیّات را ترتِیب مِیدهد، هِیچوقت سراغ مردم نمِیرود. آِیا مسأله جن واقعِیت دارد ِیا ندارد؟ دِیگر از قضاِیاِی اولِیّه شده است. ِیعنِی همه به طور کلِی مِیدانِیم، ِیک واقعِیّتِی به نام جنّ وجود دارد. اگر چه خودمان ندِیده باشِیم اما اِین واقعِیت هست. به طورِی که از آثارِی که در آن وجود دارد ما به اِین قضِیه مِیرسِیم. افرادِی که مشاهده کردهاند به حد تواتر و بلکه ما فوق تواتر رسِیدهاند و حکاِیت مِیکنند از اِینکه موجودِی هست؛ بعد از اِین آثار ما پِی مِیبرِیم که او ِیک موجود مادِی باِید باشد، چون آثار او مادِی است و از ِیک طرف هم پِی مِیبرِیم که مادۀ اِین باِید مادۀ لطِیفِی باشد به جهت اِینکه اگر مادۀ کثِیفِی باشد مثل ما مِیشود و نمِیتواند اِین مطالب و وقاِیع از او سر بزند.
معاد جسمانِی با همِین بدن مادِی
من حِیث المجموع وقتِی که ما نگاه کنِیم مِیتوانِیم بر اساس همِین قضِیّه براِی برهان، قضِیّۀ اوّلِیّه قرار دهِیم بر اِینکه ماده، بر اقسامِی وجود دارد، ِیعنِی ممکن است جزِیِی باشد مانند اِینکه لا ِیَتَجَزِّی است، بحث لا ِیتجزِّی در آنجا پِیش بِیاِید. و ممکن است ِیک مادهاِی باشد که اِین بحثها در آن پِیش نِیاِید و آن داراِی خصوصِیّتِی باشد که در آن، اعراض و اوصافِی خاص باشد. ما از اِینجا مِیتوانِیم به مثل قِیامت پِی ببرِیم که خلق ابدان در قِیامت به چه نحوِی است، آِیا مثل همِین بدن است ِیا اِینکه صورتِی مثل اِین دارد ولِی باطنِی جداِی از اِین، ممکن است داشته باشد. عارفِی که آن حقائق وجدانِی براِی او به صورت ِیک قضِیّۀ اوّلِیّه مِیآِید، آن حقائق را در قالب برهان بِیان مِیکند.
حالا اگر آمد و بدون برهان بِیان کرد، مثل خِیلِی از عرفا که مِیآِیند ِیک مطالبِی مِیگوِیند و ردّ و اِیراد در آن زِیاد است. اما اگر در ظرف برهان رِیخت، مثل ملاصدرا که اثبات معاد جسمانِی را به اِین کِیفِیتِی که دارد بِیان مِیکند، پِیدا مِیشود.