گلشن اسرار - حسینی طهرانی، سید محمد محسن - الصفحة ٢٠٨ - تعرِیف فلسفه
فلسفه عبارت است از رسِیدن به عالم حق و ما آنچه را که در اِین کتاب است فلسفه نمِینامِیم اِینها، حکاِیتِ از فلسفه مِیکند، فلسفه عبارت است از آنچه که انسان را به واسطۀ عقل نظرِی و نه به واسطۀ عقل عملِی، به حقِیقت هستِی برساند. حال انسان تا چه حدّ خود را به آن درجه نزدِیک کند مطلب دِیگرِی است. دقِیقاً مثل اِینکه بگوئِیم آِیا آنچه را که ما بِین اِین دفّتِین است همِین؛ ما انزل الله است؟ جواب مِیدهِیم ممکن است غِیر ما انزل الله هم باشد. اِین احکامِی که در کتاب جواهر هست، آِیا همهاش ما انزل الله است؟ ممکن است خلاف ما انزل الله باشد، صاحب جواهر با آن ذهنِیّت خود و با آن خصوصِیات روحِی و علمِی، از رواِیات اِینطور استفاده کرده است، ولِی ممکن است راه خطا را پِیموده باشد. پس ما نمِیتوانِیم بگوئِیم آنچه که ما بِین اِین دفّتِین از جواهر است همان ما انزل الله است، نه مثل گفتۀ آقاِی سروش که مِیگوِید اصلاً جنبۀ ثبوتِی ندارد، اِین اشتباه است.
”چون ما انزل الله، ِیک جنبۀ ثبوتِی و نِیز ِیک جنبۀ اثباتِی دارد. آن جنبۀ ثبوتِی در حال خود محفوظ است. جنبۀ ثبوتِی در ما انزل الله، محفوظ است و آن ما انزل الله، ِیکِی بِیشتر نِیست و واحد است. البته در ظرف هر موضوعِی، ِیک حکمِی دارد، و آن وُحدانِی است و قابل تغِیِیر نِیست چه ما به او برسِیم و ِیا به او نرسِیم و ِیا به خلافش برسِیم، ِیک مطلب دِیگر است.“
شاِید ما واقعاً حکِیمِی که هِیچگونه اشکالِی و اِیرادِی در مطالبش در تمام مراحل نباشد نداشته باشِیم. هر حکِیمِی را که تا به حال ما با او برخورد کردهاِیم حتِی از نظرِ نظرِی هم، ممکن است اشکال به آن وارد کنند. در همِین بحث وجود ذهنِی، ببِینِید چه جنجالِی است ِیکِی مِیگوِید کِیف است، ِیکِی مِیگوِید فقط ربط است، ِیکِی مِیگوِید نسبت است، ِیکِی مِیگوِید از مقولۀ جوهر نفسانِی است، ِیکِی مِیگوِید از مقولۀ خودش است، اگر به جوهر تعلّق بگِیرد، جوهر است و اگر تعلّق به عَرَض بگِیرد عرض است.