گلشن اسرار - حسینی طهرانی، سید محمد محسن - الصفحة ١٨٠ - تفاوت عرفاء در سفر چهارم در مقدار حرکت عرضِی
لا ِیخفِی، اِینکه أمِیرالمؤمنِین علِیه السّلام اِین کلام را بر حسب استعداد مالک اشتر فرمودهاند. اما اگر ما به جاِی مالک اشتر بودِیم به حضرت عرض مِیکردِیم، آن کسِی را که ما دارِیم مِیزنِیم و مِیکشِیم او را هم شما در معرض ما، قرار دادهاِید و کل حرکات و سکناتِی که انجام مِیشود ـ چه آن کسِی که کشته شود ِیا آنکه زنده بماند ـ همه از ناحِیۀ ولاِیت شماست.
وجود در مرحلۀ چهارمِ از ذات، مجزا نِیست، ِیعنِی همراه با ذات و صفاتِ ذات؛ پاِیِین آمده است، ِیعنِی وقتِی که در مرحله چهارم است عارف مظهر محِیِی است، مظهر ممِیت است، مظهر علِیم است، مظهر رئوف است، مظهرِیّت همۀ اِینها را دارد، ولِی صحبت در اِین است که آن رحِیم، بما هو رحِیم انتها ندارد.
لکن باِید ببِینِیم به کدام ِیک از عرفاء بِیشتر دادهاند. اِینجاست که سعه در مرتبۀ چهارم پِیدا مِیشود. در مرتبۀ چهارم از مرتبۀ حِیات، کدام عارف بِیشتر دارد در عِین حال که همه دارند، همه در واقع خدا را مِیتوانند معرفِی کنند. اما مقدار حرکت عرضِی هر کس، تفاوت مِیکند. آِیا آن مقدارِی که پِیغمبر اکرم صلِّی الله علِیه و آله و سلّم از علم خدا مِیتواند بِیان کند مرحوم انصارِی مِیتواند بِیان کند؟! هِیچوقت اِینطور نِیست! بله، هر دو مِیتوانند بگوِیند علم خدا داراِی اِین خصوصِیت است، ِیعنِی هر دو در خودشان وجدان کردهاند.
من باب مثال حلوائِی موجود است و دو نفر از آن مِیخورند ِیکِی، ِیک خمره مِیخورد و مِیگوِید شِیرِین است و دِیگرِی ِیک قاشق مِیخورد، هر دو مِیگوِیند حلوا داراِی اِین خصوصِیّت است، روغن دارد، شکر دارد، زعفران دارد، آرد دارد، اما کدامِیک بِیشتر خوردهاند و بِیشتر بهرهمند شدهاند؟ ِیک نفر قدرِی خورده است ولِی هنوز از گلوِیش پاِیِین نرفته، دِیگرِی آنقدر خورده که اشباع شده است. اِین مسأله به خصوصِیات، سعه و شاکلۀ هر ِیک از اِینها، بستگِی دارد و اِینها به دست خداست و در اختِیار افراد نِیست که آن را تغِیِیر بدهند.