گلشن اسرار - حسینی طهرانی، سید محمد محسن - الصفحة ١٧٦ - بِیان «سِیر من الحق فِی الخلق بالحق»
هنگامِی که مِیگوِید: جلّ الخالق!! خدا داراِی اِین صفت است که مِیمِیراند فقط او زنده است، اِین معناِی حِیّ و صفت حِیّ را که به خدا نسبت مِیدهد اِین معنا را، همان شخص عامِی وجدان مِیکند! چون مِیبِیند ِیک شخصِی مِیرود، ِیکِی مِیآِید، ِیکِی مِیمِیرد، دِیگرِی زنده مِیشود، اِین جان پِیدا مِیکند، آن ِیکِی بِیجان مِیشود، بنابراِین به اِین نقطه مِیرسد که آن حِیِّ علِی الاطلاق و آن حِیّ که محِیِیِ همۀ حِیاتهاست و ممِیت همۀ حِیاتهاست و همه موجودات را به إماته مِیکشاند آن باِید ِیک قدرت قاهرِی باشد و از اِینجا به اِین نکته که باِید خداوند متعال داراِی صفات و اسماء کلِیّه باشد پِی مِیبرد. عرفاء آن صفات و اسماء کلِیّۀ الهِیّه را، سِیرِ من الخلق فِی الحق، مِینامند.[١]
”و اِین ِیک مرتبه از مراتب وجود است که عبارت است از خود اسماء کلِیّۀ پروردگار که منشعب و متشعّب از ذات و معلول براِی ذات است، نه اِینکه به معناِی جدا شدن از ذات باشد. بلکه به معناِی ظهور و بروز ذات در اسماء و صفات کلِیّه است.
از طرف دِیگر ِیک نشئۀ دِیگرِی، وجود دارد که آن عبارت است از جهاتِی که ِیک انسان وقتِی که به مرحلۀ تکامل رسِیده باشد مِیتواند از نقطه نظر رسِیدن به کمال، آن خصوصِیات را، در هر عالمِی که هست آن را واقعاً به منصّۀ ظهور بِیاورد و ادراک کند و بِیان کند. اِین حالات در وجود خودش، به منصّه ظهور بِیاِید و آنچه را که در اِین سِیر خودش رؤِیت کرده است اِینها را کاملاً در وجود خودش وجدان کند و بتواند دقِیقا از اِین مسائل خبر دهد. اِین هم ِیک نشئه از نشئات وجودِی است که خداوند
[١]ـ در سِیر من الخلق الِی الحقّ چون نفس سالک در نشئه خلق مأنوس به جزئِیات و مظاهر جزئِیه است؛ بنابراِین حرکت او عبور از جزئِیّات خواهد بود ولِی در سِیر من الخلق فِی الحقّ، خلقت را از جنبۀ کلِّی و سِعِی مِینگرد نه از جنبه و حِیثِیّت جزئِیّه. پس سِیر در خلق به لحاظ سعِی و کلِی بودن اسماء و صفات کلِیّۀ پروردگار به فِی الحقّ تعبِیر آورده مِیشود گرچه اِین تعبِیر را حقِیر در جائِی ندِیدهام.