گلشن اسرار - حسینی طهرانی، سید محمد محسن - الصفحة ١٧٥ - بِیان «سِیر من الخلق الِی الحق» و اسماء جزئِیّه پروردگار که مرتبهاِی از مراتب وجود است
دارد که به وزارتخانه، نهاد مِیگوئِیم. آِیا اِین آقا که با اِین نهاد مخالفت دارد با در و آجر اِین وزارتخانه مخالف است؟! با آجر که کسِی مخالفت ندارد! آِیا با مِیز و صندلِی مخالف است؟ آن هم که بِیجان است و مخالفت با آن معنِی ندارد!!
اِین نهاد دربان دارد، فرّاش دارد، آبدارچِی دارد، آشپز دارد. آِیا اِین آقا، با آبدارچِی و فراش مخالفت دارد؟ نه! ِیک رتبه بالاتر مِیگوئِیم آِیا با کارمندان مخالف است؟! خِیر! اِین کارمندان از خودشان اراده ندارند ارادۀ آنها مربوط به رئِیسشان است. خلاصه وقتِی قضِیه را پِیمِیگِیرِیم مِیبِینِیم اِین آقا، با آن رئِیس مخالفت دارد! و چون با رئِیسش مخالفت دارد مِیگوِیند او با نهاد مخالفت دارد! بگو با من مخالف است؛ چرا مِیگوِیِی با نهاد؟!
آنچه را که در عوالم هست اِینها همه در تحت ِیک عوالم کلِیّه هستند که آن عوالم کلِیّه موجب وجود و موجب تقدِیر و موجب تشکّل و موجب حِیات و بقاء و آثار وجودِی عوالم پاِیِین (عالم ماده) شده است. و اِین را، همه احساس مِیکنند، ِیعنِی اگر ِیک فرد عامِی که مِیگوِید: قدرت خدا، لا اله الا الله!! قدرت خدا را ببِین که چه کرده؟! اِینکه مِیگوِید قدرت خدا را ببِین، ِیعنِی او تمام موجودات را داخل در قدرت خدا قرار داده است. البته به اِینکه او از قدرت خدا چه مِیفهمد، کار ندارِیم.
هدِیۀ أمِیرالمؤمنِین علِیه السّلام به شاعرِی فقِیر که صفاِی دل داشت
ِیک روز شاعرِی به حرم أمِیرالمؤمنِین علِیه السّلام رفته بود و قصِیدهاِی در مدح آن حضرت سروده بود! در آن لحظه، فقِیرِی با وضع بسِیار خراب و بدنِی کثِیف مِیآِید و بِیتِی در مدح علِی علِیه السّلام با همان ادبِیّات و فرهنگ خود مِیسراِید. براِیش هدِیهاِی آمد، آن شاعر ناراحت شد. چون قصِیدهاِی که گفته بود منتظر هدِیهاِی گرانقدر بود که براِیش نرسِید و به آن فقِیر رسِید. به آن شاعر گفته شد که آن فقِیر با صفاِی خودش آمد، لذا هدِیه را گرفت.
قدرتِی را که اِین فقِیر تصور مِیکند، ِیک نحوه جسمِیّت به اِین قدرت داده است لکن اِیرادِی ندارد سخن در اِین است که آن قدرت را قدرت مافوق براِی خلقِ اشِیاء؛ تصور مِیکند.