گلشن اسرار - حسینی طهرانی، سید محمد محسن - الصفحة ١٧٤ - کلام علاّمه طهرانِی رضوان الله علِیه در غلط بودن استناد امور به طبِیعت
باِید معلول؛ براِی ِیک عوالم کلِی باشد که آن عوالم کلِی، از جنبۀ قهر و غلبه و ولاِیت و سِیطرهاِی که دارد اِین عوالم را به وجود آورده باشد و الا اِین فرشِی که بِیجان است چطور ممکن است به وجود بِیاِید. اِین خاکِی که مِیگوِیند طبِیعت است و به خدا نسبت نمِیدهند.
کلام علاّمه طهرانِی رضوان الله علِیه در غلط بودن استناد امور به طبِیعت
من در تمام مدت عمر خود؛ هِیچوقت از زبان مرحوم والد، لفظ طبِیعت را نشنِیدم که مثلاً بگوِیند: طبِیعت، اِین کار را کرده است. روزِی مرحوم حاج مِیرزا حسن نورِی خدمت مرحوم آقا نشسته بود و با هم راجع به اِین مسأله صحبت مِی کردند که مثلاً فلان گِیاه داراِی اِین خصوصِیّت است. اِیشان گفت: واقعا طبِیعت چه مِیکند!! آقا فرمودند: خدا چه مِیکند! گفت حالا فرقِی ندارد. فرمودند: خِیلِی فرق مِیکند شما که مِیگوئِید طبِیعت، خدا را از طبِیعت جدا مِیکنِید، شما سلسله علل را به ماده برمِیگردانِید و به خدا برنمِیگردانِید! مِیگوئِید طبِیعت چه مِیکند.
حالا باِید از اِین مادِیهاِیِی که اِین چنِین هستند سؤال کرد، شما مِیگوِیِید طبِیعت چه مِیکند؟ بسِیار خوب، قبول کردِیم! اِین طبِیعت چِیست؟ اگر جواب بدهند طبِیعت زمِین است گفته مِیشود زمِین مگر غِیر از همِین خاک است؟! خاکها روِی هم جمع شده است تا اِینکه زمِین بزرگ پدِید آمده است. اگر اقِیانوس و درِیاهاست که مِیگوئِیم: حقِیقت درِیا و اقِیانوس چِیزِی جز قطرات آب نمِیباشد اگر بگوِید کوه است در جواب مِیگوئِیم: حقِیقت کوه جز سنگها نِیست، سنگهاِی کنار هم جمع شده تشکِیل کوه را دادهاند.
”لذا آن کسِی که مِیگوِید طبِیعت در عالم، کارِی انجام داده است! از اِین کلمه باِید ِیک معناِی کلِی را که حاکم بر اِین ماده است قصد کرده باشد و لذا درخت، معناِی طبِیعت را نمِیدهد سنگ، معناِی طبِیعت را نمِیدهد و اصلا معنا ندارد.“
مثل اِینکه اگر شخصِی با فلان رئِیس مخالفت کند مِیگوِیند اِیشان با فلان نهاد، مخالفت کرده است!! و مخالفت با نهاد، جرم است. مثلاً جهاد سازندگِی! وقتِی سؤال مِیکنِید اِین نهادِی که شما مِیگوئِید چِیست؟ اِین نهاد ِیک ساختمانِی