گلشن اسرار - حسینی طهرانی، سید محمد محسن - الصفحة ١٧٠ - آنچه با برهان ثابت است عارف شهوداً وجدان مِیکند
”وقتِی که ما در مسألۀ اصالت وجود بحث نظرِی مِیکنِیم، ِیک سالکِ عملِی و ِیک عارف، اِین مسأله را بالوجدان مشاهده مِیکند. در مسأله وحدت وجود مِیگوئِیم که ِیک وجود واحد بِیشتر در عالم، حاکم نِیست و مسأله اشتراک در وجود را از بِین مِیبرِیم و وحدت حقّه و مفهومِی و مصداقِی وجود را، در اِینجا مورد برهان قرار مِیدهِیم. ِیک عارف که چشم او باز شده است غِیر از آنچه را که ما مِیگوِیِیم نمِیبِیند و آنچه را که ما در اِینجا مورد برهان قرار مِیدهِیم عارف هم آن را مِیبِیند؛ اِین، حکمت متعالِیّه مِیشود.
وقتِی که بحث از مرحلۀ امکان ذاتِی اشِیاء مِیکنِیم همۀ اشِیاءِ ما سوِی الله، جوهرۀ ذات آنها، استدعاِی امکان ذاتِی را مِیکند و به لحاظ امکان ذاتِی، جلب فِیض از مبدأ فِیاض مِیکنند. ِیک عارفِی که چشمش به حقائق امور باز شده و مسائل را از دِیده شهود و از دِید باطن نگاه مِیکند همِین مسأله را، مِیبِیند و استغناِی ذاتِی براِی هِیچ چِیزِی نمِیبِیند، در همه چِیز فقر احساس مِیکند. فقر ِیعنِی نبود، ِیعنِی هِیچ چِیزِی!! و همه چِیز را، او مِیبِیند.
وقتِی که ما اثبات واجب الوجود براِی مبدأ وجود مِیکنِیم و او را برهاناً غنِی بالذات از همۀ مسائل به منصّۀ ظهور مِیآورِیم، برهان صدِیقِین مِیآورِیم، ساِیر ادله مثبِته براِی واجب الوجود و وحدت واجب الوجود مِیآورِیم، ِیک عارف کامل همِین را که ما مِیگوئِیم مِیبِیند.
وقتِی که ما از علِّیت و کِیفِیت صدور معلول، از علّت و اِینکه معلول چِیزِی نِیست؛ جز علّت در مرحله نازله، بحث مِیکنِیم، عارف هم همِین را مِیبِیند.“
تمام مباحثِی که ما در اِین چهار جلد اسفار مطرح مِیکنِیم، متعالِی است، ِیعنِی ما فوق آنها، علوّ دِیگرِی معنا ندارد، ِیعنِی اِین مباحث بنابر اعتقاد مرحوم صدرالمتألّهِین ـ البته در اِینجا اعتراف کردند که ممکن است انسان خطا کند، بالأخره ذهن بشر است ”و فوق کل ذِی علمٍ علِیم“ اِین حرفها را خود اِیشان زدند ولِی در