گلشن اسرار - حسینی طهرانی، سید محمد محسن - الصفحة ١٥٧ - به هر مقدار که توحِید ذاتِی پِیدا شود به همان مقدار توحِید صفاتِی و افعالِی پِیدا مِیشود
اِینکه در عالم اثبات شما افعال را، ِیکِی مِیبِینِید آِیا با چشمتان افعال را ِیکِی مِیبِینِید ِیا با باطن؟ امکان ندارد حقِیقتِ وحدت افعالِی، براِی انسان روشن شود ولِی حقِیقت آن که وحدت ذات است مخفِی بماند. اِینها از هم جدا نِیستند که فرض کنِید ِیک قسمتش مخفِی باشد و از ِیک قسمت آن جدا باشد.
براِی شرح بِیشتر و حقِیقت وحدت افعالِی، به مثالِی اشاره مِیشود. ِیک وقت شما افعال را واحد مِیبِینِید، ِیعنِی انسان نگاه مِیکند در نفس خودش و مِیبِیند همه افعال در اِینجا ِیکِی هست. ما همِین مطلب را مِیتوانِیم از نقطه نظر برهان فلسفِی به ِیک نحوِی بِیان کنِیم که گرچه ذهن و عقل ما، به مسأله حاق وجود نرسِیده است ولِی از نقطه نظر تمثِیل و از نقطه نظر تشبِیه، مِیتوانِیم بگوئِیم که حکم ِیک چراغ واحدِی را دارد که در مرآئِی متفاوته تجلِّی پِیدا کرده است. ما چشممان به چراغ نمِیافتد و لِیکن نورهاِی متفاوت را مِیبِینِیم و از آنجائِی که عقل ما مِیگوِید باِید اِین نورِ واحد و از منشأ واحدِی باشد باِید در اِینجا قائل به توحِید اثر شده باشم، گرچه متأثر متفاوت است و گر چه اِین مرآتها متفاوت هستند ولِی همۀ اِینها، اثر واحد هستند. چشممان هم به آن لامپ نمِیافتد، ِیعنِی به آن لامپ توجّه نمِیکنِیم تصوّر اِین را ما مِیتوانِیم بکنِیم.
چه وقت ما واقعاً و حقِیقتاً اِین وحدت را به جان خود مِیِیابِیم؟ آن موقع که ذات را هم واحد ببِینِیم، ِیعنِی نظر عرفا را، من ردّ نمِیکنم بلکه مِیخواهم اثبات کنم.
به هر مقدار که توحِید ذاتِی پِیدا شود به همان مقدار توحِید صفاتِی و افعالِی پِیدا مِیشود
”و آن نظر اِین است که: به هر مقدار که شما توحِید ذاتِی پِیدا کردِید به همان مقدار توحِید افعالِی و توحِید صفاتِی پِیدا مِیکنِید.“
ِیک سالک نمِیتواند بدون توحِید ذاتِی، توحِید افعالِی پِیدا کند. به ِیک مرحلهاِی خواهد رسِید که در همِین دِیدن هم، اختلاف پِیدا مِیشود، ِیعنِی اِینکه مِیدِید همۀ افعال واحد هستند اما به صورت دِیگرِی وحدت را مشاهده مِیکند.